طغيان فرات و انار بهشتى
( 1 ) 51 - در خلافت على - عليه السّلام - رود فرات طغيان كرد . مردم آمدند و از آن حضرت استمداد كردند . حضرت سوار مركبش شد و به طرف فرات حركت كرد .
وقتى كه از محله ثقيف مىگذشت ، عدّهاى از جوانان نشسته بودند . با نگاههاى خود ايشان را مورد تمسخر قرار دادند .
حضرت متوجه شد و فرمود : « اى بازماندگان قوم ثمود و اى متكبران ! شما جز عدّهاى اوباش لئيم نيستيد . من كجا و اين غلامان كجا ! » .
پير مردان قبيله گفتند : اينها جوانان جاهلى هستند ما را به گناه آنها نگير و ببخش .
حضرت فرمود : « به شرطى مىبخشم كه وقتى برگشتم ، اين مجلس برپا نباشد و خرابيها را درست كرده باشيد ، و ناودانهايى را كه به كوچه مىريزد برداشته باشيد ، و چالهها را پر نموده باشيد ، چون همه در سر راه مسلمانان است و باعث اذيت آنها مىشود » .
گفتند : به همهء دستورات شما عمل مىكنيم . حضرت از آنجا گذشت و آنها نيز دستورات حضرت را اجرا كردند .
وقتى كه امام به فرات رسيد ، دعا كرد و ضربهاى به آب زد ، آب يك ذراع پايين رفت . انارى را از آب گرفتند و به حضرت دادند و گفتند : آب از پل ، بالا رفته و اين انار را آورده است .
حضرت فرمود : « اين انارى است از انارهاى بهشت . و ميوههاى بهشت را در اين دنيا فقط پيامبر و وصى او بايد بخورند نه كس ديگر . اگر اين گونه نبود آن را بين شما تقسيم مىكردم » « 1 » .
هامش
( 1 ) بحار : 41 / 250 ، ح 6 .