عجايبى در فرات
( 1 ) 52 - امام صادق - عليه السّلام - مىفرمايد : هنگامى كه على - عليه السّلام - از غائله صفين فارغ شد ، در ساحل فرات ايستاد و فرمود : اى وادى ! من كيستم ؟ رود مضطرب شد و امواج به هم خوردند و مردم نگاه مىكردند . صدايى را از فرات شنيدند كه گفت : « اشهد ان لا إله الا اللَّه و ان محمّدا رسول اللَّه و ان عليّا امير المؤمنين حجة اللَّه على خلقه » « 1 » .
( 2 ) 53 - امام صادق - عليه السّلام - مىفرمايد : وقتى كه على - عليه السّلام - از صفين برمىگشت بر ساحل فرات ايستاد و با چوب دستى خود بر آب زد و فرمود : جارى شو . پس دوازده چشمه جارى شد و مردم نگاه مىكردند . سپس با زبانى سخن گفت كه مردم نفهميدند . آنگاه مارها سرشان را از رودخانه بيرون آوردند و « لا إله الا اللَّه » و تكبير گفتند و بعد از آن گفتند : « السلام عليك يا حجّة اللَّه في ارضه ، و يا عين اللَّه في عباده » ، قوم تو در صفين تو را خوار كردند چنانچه قوم هارون بن عمران او را .
حضرت به مردم فرمود : « آيا شنيديد ؟ » گفتند : بلى . پس فرمود : « اين معجزهء من براى شماست و شما را بر آن شاهد مىگيرم » « 2 » .
قبر على ( ع )
( 3 ) 54 - على - عليه السّلام - فرمود : رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - را در خواب ديدم كه غبار از صورت من پاك مىكرد . و مىفرمود : « آنچه كه قرار بود در مورد تو بشود انجام پذيرفت » . بعد از سه روز حضرت ، ضربت خورد .
باز مىفرمود : « رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - را در خواب ديدم و از امّت او شكايت كردم كه چگونه با من حيله كردند و دشمنى نمودند و گريستم » .
پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - فرمود : « گريه نكن » . سپس دو مرد ديدم كه بدنشان به آهن و سرهايشان به سنگ بسته شده بود .
هامش
( 1 ) بحار : 41 / 251 ، حديث 7 .
( 2 ) بحار : 41 / 251 ، حديث 7 .