درخت ! من گرسنه هستم . در اين هنگام درخت ، شاخههايش را پايين آورد تا اينكه محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - از آن خرما چيد و خورد و سير شد . بعد از آن ، شاخههاى نخل به جاى خود برگشتند .
فاطمه بنت اسد مىگويد : تعجّب كردم و ابو طالب در خانه نبود ، هميشه وقتى مىآمد و در را مىزد ، كنيز را مىفرستادم و در را باز مىكرد ولى آن روز وقتى صداى در را شنيدم ، خودم دويدم و در را باز كردم و قضيه را به او گفتم .
ابو طالب گفت : او به زودى به پيامبرى مبعوث مىشود و تو فرزندى به دنيا مىآورى كه وزير او خواهد شد . سالها بعد از آن ماجرا ، على - عليه السّلام - متولد شد « 1 » .
سبب ازدواج پيامبر ( ص ) با خديجه ( س )
( 1 ) 174 - جابر روايت مىكند : علت ازدواج خديجه با پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - اين بود كه وقتى پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - به سن جوانى رسيد ، ابو طالب گفت : اى محمّد ! من مىخواهم براى تو زن بگيرم ولى ثروتى ندارم تا كمكت كنم . خديجه فاميل ماست و هر سال عدّهاى با مال او تجارت مىكنند و يك بار شتر ، مزد مىگيرند . آيا مىخواهى تو نيز با مال او تجارت كنى ؟
حضرت فرمود : بلى .
ابو طالب رفت و به خديجه گفت و خديجه خوشحال شد و قبول كرد و به غلامش « ميسره » گفت : تو و همهء اين مال ثروت در اختيار محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - هستيد . و چون ميسره از سفر برگشت به خديجه گفت : وقتى از كنار درختى يا سنگى عبور مىكرديم ، مىگفتند : « السّلام عليك يا رسول اللَّه ! » . و بحيراى راهب ، وقتى ديد ابرى بالاى سرما در حركت است آمد و به ما خدمت كرد . و در اين سفر سود زيادى بردند .
هامش
( 1 ) بحار : 17 / 363 ، حديث 1 .