اجراى حدّ رجم در چهار شاهد عادل شرط است كه همه از هر جهت يك طور شهادت دهند و يكى پس از ديگرى بدون فاصلهء زمانى اداى شهادت كنند ، و اگر در تفصيل واقعه باختلاف سخن گويند ، جرم ثابت نمىشود ، و نيز بايد خود با چشم خويش ايلاج و اخراج را ديده و شهادت دهند ، و اگر غير اين باشد مانند در آغوش يك ديگر ديدن ، يا بوسيدن ، يا دست به گردن يك ديگر داشتن و امثال اين امور رجم ثابت نمىشود ، بلكه اين شهادات موجب تعزير است ( يعنى تازيانه اى چند براى تأديب ) ، و اگر بجاى چهار مرد ، دو مرد و چهار زن شهادت به ايلاج و اخراج دهند متّهم يك صد تازيانه مىخورد نه آنكه سنگسار شود ، و بقسمى سخت جرم موجب سنگسار ثابت مىشود كه گوئى محال است ، و بقول مرحوم استعاد شعرانى - قدّس سرّه - حدّ سنگسار براى زنا هيچ وقت ثابت نمىشود ، و عادل نظر به عورت زن و مرد بيگانه نميكند ، و اگر كمتر از چهار مرد يا بدل آن ( سه مرد و دو زن ) شهادت دهند شهادتشان پذيرفته نيست ، بلكه شهود خود حدّ قذف و افترا ميخورند ، و نزد آنان كه خود اقرار را موجب رجم مىدانند اگر مقرّ پشيمان گردد و انكار كند ، انكار او را مىپذيرند ، ولى اگر اقرارى كرده باشد كه جلد را بر او لازم كند و بعد پشيمان شده انكار كند ، انكار وى را نمىپذيرند و تازيانه اش مىزنند ، اين امور دلالت دارد كه حكم رجم ، حكم آسانى نيست ، بخصوص كه قرآن علاوه بر اينكه نصّى در رجم ندارد آيه اى دارد كه از آن چيز ديگرى غير از رجم فهميده مىشود ، و آن آيه اين است * ( فَإِذا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ ) * ( پس اگر مرتكب فحشاء شوند بر آنها نيم عذاب زنان آزاد شوهر دار است كه زنا دهند - نساء : 25 ) البتّه جماعتى گفتهاند محصنات در آيه زنان پارسا و عفيف هستند ، نه زنان آزاد شوهر دار كه حدّشان در زنا رجم است زيرا رجم قابل تنصيف نيست ، ولى عدم صحّت اين كلام واضح است ، زيرا زن عفيف و پارسا عذابى ندارد تا نيم آن را بر كنيز بىعفّت مسلَّم داريم ، و اين از تنگى قافيه است كه چنين كلامى را بدون توجّه گفتهاند . و نيز زن شوهردار كه زنا دهد پارسا نيست و عفت ندارد ، بارى اين آيه مطلب را در حكم رجم دشوارتر مىكند ، و وجود رجم را در قرآن نه
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 359
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٥٩