تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
زهر قهر عدو هلاكش كرد * فقد ترياك دردناكش كرد
پاك نايد ز مردم بىباك * عود نايد ز دود چوب اراك « 8 »
ماه در چشم او هلال نمود * زهر در كام او زلال نمود
زان كه زان واسطه چشيدن زهر * وان ز دشمن بسى كشيدن قهر
بجهانيد جانش از ره حلق * برهانيدش از دنائت خلق
روز باطل چو حق شود پنهان * اهل حق را توبه ز كور مدان
پاى باطل چو دست بر تابد * دل دانا به مرگ بشتابد
چون جهان حيز « 9 » را امير كند * زال زر روى چون زرير « 10 » كند
گرچه اين بد به روى او آمد * پشت اقبال سوى او آمد
بود با اين دژم ولى همه روز * همچو خورشيد دهر شهر افروز
آن بهى طلعت بزرگ نسب * آن ز علم و ورع چراغ عرب
خواسته چون خرد ز بهر پناه * شرف از منصب كريمش جاه
خاطرش همچو بحرى اندر شرع * راسخ اصل بود و شامخ فرع
مسند و مرقدش بر از افلاك * مشرب و منهلش « 11 » ز عالم پاك
مشرب عرق و منهل جگرش * بود از حوض جدّش و پدرش
مانده آباد از سخاى كفش * خاندان نبوت از شرفش
كرد خصمان برو جهان فراخ * تنگ همچون درونگه درواخ « 12 »
بى سبب خصم قصد جانش كرد * او بدانست و زان امانش كرد
بار ديگر به قصد او برخاست * بى گناهى ورا به كشتن خواست
پس سيم بار عزم كرد درست * شربت زهر همچو بار نخست
راست كرد و بداد آن ناپاك * كه جهان باد از چنان زن ، پاك
صد و هفتاد و اند پاره جگر * بدر انداخت زان لب چو شكر