سنائى غزنوى ( وفات 545 ه )
1 در فضيلت امير المؤمنين حسن بن على ( ع )
بو على آن كه در مشام ولى « 1 » * آيد از گيسوانش بوى على
قرة العين مصطفى او بود * سيّد القوم اصفيا او بود
آن چنان دُر در آن صدف او بود * انبيا را به حق خلف « 2 » او بود
جگر و جان على و زهرا را * ديده و دل حبيب و مولى را
چون بهار است بر وضيع و شريف * منصف و خوبرو و پاك و لطيف
فلك جامه كوه زهره دواج * قمر تخت مهر پروين تاج
در سيادت شرف مؤيد اوست * در رسالت رسول و سيّد اوست
نسبش در سيادت از سلطان * حسبش در سعادت از يزدان
چون على در نيابت نبوى * كوثر داعى و عدوّ دعى « 3 »
نامهء دوست حاكى دل اوست * دوست را چيست بِهْ زِ نامهء دوست
منهج صدق « 4 » در دلايل او * مهترى زنده در مخايل « 5 » او
بود مانند جد به خُلق عظيم * پاك علق و نفيس عرق و كريم « 6 »
فلذه « 7 » اى بود از دل زهرا * جدّهء او خديجهء كبرا