تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
حرم و حلّ و بيت و ركن و حطيم * ناودان و مقام ابراهيم
مروه ، سعى و صفا ، حجر ، عرفات * طيبه و كوفه ، كربلا و فرات « 3 »
هر يك آمد به قدر او عارف * بر علوّ مقام او واقف
قرّة العين سيّدالشهداست * زهرهء شاخ دوحهء زهراست
ميوهء باغ احمد مختار * لالهء داغ حيدر كرّار
چون كند جاى در ميان قريش * رود از فخر بر زبان قريش
كه بدين سرور ستوده شِيَم « 4 » * به نهايت رسيد فضل و كرم
ذروهء عزّت « 5 » است منزل او * حاصل دولت است محمل او
با چنين عزّ و دولت ظاهر * هم عرب هم عجم بود قاصر
جدّ او را به مسند تمكين * خاتم انبياست نقش نگين
لايح « 6 » از روى او فروغ هدى * فائح « 7 » از خوى او شميم وفا
طلعتش آفتاب روز افروز * روشنائى فزاى و ظلمت سوز
جدّ او مصدر هدايت حق * از چنان مصدرى شده مشتق
از حيا نايدش پسنديده * كه گشايد به روى كس ديده
خلق ازو نيز ديده خوابانند * كز مهابت نگاه نتوانند
نيست بىسبقت تبسّم او * خلق را طاقت تكلّم او
در عرب در عجم بود مشهور * گو مدانش مغفّلى مغرور « 8 »
همه عالم گرفت پرتو خَور * گر ضريرى « 9 » نديد از او چه ضرر
شد بلند آفتاب بر افلاك * بوم اگر زو نيافت بهره چه باك
بر نكو سيرتان و بدكاران * دست او ابر موهبت باران
فيض آن ابر بر همه عالم * گر بريزد نمىنگردد كم
هست از آن معشر « 10 » بلند آيين * كه گذشته ز اوج عليين
حبّ ايشان دليل صدق و وفاق * بغض ايشان نشان كفر و نفاق
هامش
( 3 ) - حرم - حلّ - بيت - ركن - حطيم - ناودان - مقام ابراهيم - مروه - سعى - صفا - حجر - عرفات . به ترتيب عبارت است از : گرداگرد خانهء كعبه - خارج از خانهء كعبه ، خانه كعبه - زاويه و گوشهء خانهء كعبه - حطيم : ديوار كعبه در سمت حجر و زمزم و مقام سنگ كعبه ما بين ركن و زمزم و ديوار بيرون خانهء كعبه به جانب مغرب كه در آن جا ناودان طلاى كعبه نصب است - مقام ابراهيم : محل مقدّسى در نزديكى كعبه كه اثر قدم مبارك ابراهيم ( ع ) بر آن است - مروه و صفا دو بلندى كوه مانند كه بين آن دو حاجيان سعى مىكنند و هروله مىنمايند ( تند رفتن ) - حجر : منظور حجر الاسود است . عرفات محل وقوف حجّاج . طيبه - كوفه - كربلا - فرات . طيبه : مدينه منوّره را گويند - كوفه و كربلا : دو شهر معروف در عراق - فرات : رودخانهء معروف در عراق - منظور شاعر اشاره به مقامات و مكانهاى شريف و به جهاتى مقدس و مورد تعظيم مسلمانان است . ( 4 ) - شيم : ( جمع شيمه ) خويها ، عادتها . ( 5 ) - ذروهء عزّت : ( ذروه به ضمّ يا به كسر اول ) بلندترين نقطهء كوه يا ستيغ آن . بلندترين نقطهء ارجمندى و عزيزى . ( 6 ) - لايح : روشن ، آشكار . ( 7 ) - فائح : بوى خوش دهنده . ( 8 ) - مغفّل مغرور : نادان گول متكبّر . ( 9 ) - ضرير : كور ، نابينا . ( 10 ) - معشر ( صيغهء اسم مكان است ) گروهى از دوستان و خويشان كه در جايى به رفق به عشرت و معاشرت پردازند .
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 117 | احمد احمدى بيرجندى