تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
گويى از يك گوهرند عشق وى و حبّ بتول * كان قرار اندر دل و اين ؛ در تو آن مىپرورد
دختر ختم النبيّين زوجهء حبل المتين * آنكه در يك آستان هفت آسمان مىپرورد
آن مهين بانوى حَورا منزلت كز مَعدِلت * برّه را در سايهء شير ژيان مىپرورد
از خديجه دور نبود همچو زهرا دخترى * اين چنين مادر بلى دختر چنان مىپرورد
گر خديجه گشت مادر آرى اينش دختر است * دامن ار ، كان گشت گنج شايگان مىپرورد
مادر هستى بجز دختر نمىآورد كاش * اين بود دختر اگر كاين خاندان مىپرورد
از ازل بين دست قدرت اين زن و آن شوى را * آن براى اين و اين را بهر آن مىپرورد
آرى آرى هست زهرا آنكه در دامان خود * لؤلؤ و مرجان به زير طيلسان مىپرورد
آيد ار بر سفرهء فيضش صَفورا 0245945 خ 0 3 خ سفره‌دار * بر كليم از منّ و سَلوى 1245945 خ 0 4 خ آب و نان مىپرورد
دستش از دستاس در ظاهر نمود آماس ليك * آسياى دهر را دستاس سان مىپرورد
با چنين قدرت تو گوئى ماه‌رخ را از ازل ، * از براى سيلى قوم خسان مىپرورد
گه ز درد ضربت در ، گاه از هجر پدر * دُرّ اشك از ديده و در دل فغان مىپرورد
اى مهين ناموس حق ! « طائى » به هر صبح و مسا * در دهان از مدحتت دُرّ بيان مىپرورد

پانوشتها

شرح
5145945 خ 0 ( 1 ) خ . ضيمران : ريحان دشتى ( نفيسى ) پسر غم كه آن را نازبو نيز گويند ( غياث ) . 5145945 خ 0 ( 2 ) خ . درج : صندوقچه و طبله كه جواهر اندر وى نهند ( غياث ) . 6145945 خ 0 ( 3 ) خ . صفورا : دختر شعيب زوجهء حضرت موسى ( ع ) . 6145945 خ 0 ( 4 ) خ . منّ : ترنجبين كه بر قوم موسى ( ع ) باريده بود . سلوى : نام مرغى كه آن را سمانى گويند ( غياث ) . در آيهء شريفهء 57 از سورهء بقره به « منّ » و « سلوى » بدين‌سان اشاره دارد :وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ . . . »« ابر را سايبان شما ساختيم و منّ و سلوى ( ترانگبين و مرغ بريان ) را غذاى شما مقرّر داشتيم و گفتيم از اين روزيهاى پاك و پاكيزه تناول كنيد . . . »