تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
كسى كه نسبت به وى بدى كند مرا آزرده است . ( رك : سفينة البحار ، ج 2 ، ص 374 )
شرح
4245945 خ 0 ( 2 ) خ . سبعهء آبا ( آباء سبعه ) : كنايه است از هفت ستارهء سيّاره . 4245945 خ 0 ( 3 ) خ . خواجهء اسرى : اشاره دارد به حضرت رسول ( ص ) و سورهء اسرى كه به معراج پيامبر گرامى اشاره دارد . « امّ ابيها » لقبى است كه حضرت محمد ( ص ) به دخت گرامى خود داده بود . 5245945 خ 0 ( 4 ) خ . اخت : در اصل به معنى خواهر . در اين‌جا به معنى قرين و نظير و برابر است . 5245945 خ 0 ( 5 ) خ . معطى : عطا شده . منظور از « كوثر » وجود پر بركت حضرت فاطمهء زهرا ( س ) مىباشد . 5245945 خ 0 ( 6 ) خ . بيضا : خورشيد 5245945 خ 0 ( 7 ) خ . جفّ قلم : جفّ القلم : قلم از نوشتن در لوح محفوظ بازماند و خشكيد . جفّ القلم بما هو كائن : قلم تقدير از آنچه در لوح محفوظ بايد نوشته شود خشكيد و باز ايستاد . در اين‌جا شاعر از سخن و بيان در مىماند . 5245945 خ 0 ( 8 ) خ . صدور : ( جمع صدر ) : سينه‌ها . 5245945 خ 0 ( 9 ) خ . عابد عزّى : دوّمى كه قبلا بت عزّى را پرستش كرده بود ! 5245945 خ 0 ( 10 ) خ . احصاء : شمردن و شماره كردن . 5245945 خ 0 ( 11 ) خ . ضلع مكسور : پهلوى شكسته ( منظور پهلوى شكستهء حضرت فاطمه ( س ) است ) . 5245945 خ 0 ( 12 ) خ . ثلث ز سادات كم ز صفحهء غبرا : اشاره به اين است كه حضرت محسن وقتى سقط شد در حقيقت ثلثى از سادات روى زمين كم شد . سه فرزند حضرت زهرا ( س ) ، امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) و حضرت محسن ( ع ) كه چون سوّم فرزند شهيد شد ثلثى از اولاد زهرا ( س ) از بين رفت . 5245945 خ 0 ( 13 ) خ . ديدهء عبرا ( عين عبرى ) : چشم اشكريز .