تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
تو شاهكار دستگه آفرينشى * عنوان نامهء شرف و فضل و بينشى
رخشنده گوهر عظمت را تو مخزنى * اسرار بىكرانهء حق را تو معدنى
در چرخ هستى و افق تيرهء حيات * مهتاب روحپرور و خورشيد روشنى
بىچهرهء تو گلشن عالم صفا نداشت * اى سرخ گل ، تو زينت اين نغز گلشنى
هر يك ز انبيا ز كمالات ايزدى * دارند خوشه‌اى و تو دارى خرمنى
اين داد را نديد دگر چشم روزگار * كُشتى چراغ را ز پى حفظ روغنى
تنها ترا سزاست خلافت كه جاودان * پاكيزه روح و پاكدل و پاكدامنى
موسى كه داشت آرزوى ديدن خدا * گو بنگرد ترا كه نئى از خدا جدا
شاها چو پا به دوش پيمبر گذاشتى * از ممكنات پاى فراتر گذاشتى
شيرى چو ديد از تو گه شيرخوارگى * مادر به خنده نام تو حيدر گذاشتى
شستى تو زنگ كفر ز آيينهء جهان * شمشير بسكه بر سر كافر گذاشتى
اسلام يادگار تو و رنج‌هاى توست * كو را ز خاك بر سر اختر گذاشتى
آن شب كه زد به دور نبى حلقه صد بلا * تنها تو پاى خويش به چنبر گذاشتى
باشد دل تو مركز توحيد و معرفت * اسرار حق به سينهء تو اندر گذاشتى
همّام را نمى چو بدادى ز بحر راز * جاويد مست گشت و نيامد به هوش باز « 2 »
هامش
( 2 ) . على ( ع ) در شعر و ستايش فارسى ، صص 63 - 64 .