آن كه باشد نزد جودش صد چو حاتم شرمگين * و آن كه باشد پيش علمش صد چو لقمان شرمسار
عقل عاجز شد ز وصف دانش و تقواى او * كان فزون بود از حساب و اين برون بود از شمار
گفت پيغمبر كه : بعد از من على رهبر بود * در ره دين خدا و سنّت پروردگار ،
هر كه با ما دوست باشد ، گو على را باش دوست * هر كه با ما يار باشد ، گو على را باش يار .
« حالت » ار خواهى كه در محشَر نباشى رو سياه * روشن از مهر على شو در نهان و آشكار « 3 »
هامش
( 3 ) . همان ، صص 116 - 117 .