تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦

كيوان ، مجتبى ( 1330 ه . ق . - )

سيد مجتبى كيوان فرزند مرحوم حاج سيد محمّد زرگر باشى در اصفهان تولّد يافت . تحصيلات ابتدايى خود را در دبستان علميه و متوسّطه را در دبيرستان صارميه به پايان رسانيد و در سال 1305 ش به اتّفاق پدر خود به شوشتر رفت و از محضر درس مرحوم سيد نور الدّين شوشترى كسب فيض كرد و از آن پس به خدمات فرهنگى وارد شد و به شغل آموزگارى پرداخت و با مرحوم شيخ احمد حائرى نصر آبادى اصفهانى آشنا شد و بعضى از دقايق شعر و ادب را از او آموخت و تا سال 1313 ش در مدارس شوشتر و اهواز و رامهرمز به كار تعليم و تربيت اشتغال داشت و سپس به اصفهان آمد . در سال 1314 ش دانشسراى پسران را تأسيس كرد و سال بعد به خدمت بانك ملّى ايران درآمد . از او اشعارى در قالب‌هاى قصيده ، غزل و حتّى در مضامين فكاهى آن هم به لهجهء اصفهانى در دست است . در اين جا قسمتى از يك قصيدهء او را كه در ستايش حضرت على ( ع ) است نقل مىكنيم :
من راز سعادت را روشن به تو مىگويم * رازى كه اگر گويند ، گويند به ايماها
جز مهر على راهى تا منزل جانان نيست * باقى همه بيراهه ، پيچ و خم دعواها
گر مهر على دارى هر كار كه خواهى كن * فارغ ز غم امروز و انديشهء فرداها
او مظهر انعام است ، انعام على عام است * كى تلخ بماند كام با اين همه حلواها
اى سرور انس و جان اى برخى خاكت جان * تو منعم و ما محتاج ، ماييم و تمناها
جز از تو نمىزيبد با خيل گنهكاران * اين لطف عنايت‌ها وين حسن مداراها
تو منبع ارشادى تو لطف خدادادى * تو مايهء ايجادى ، سر منشأ انشاها