تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
تو شاهباز رفعت و عنقاى عزتى * عرش خدا و دوش نبى بود بام تو
وقتى عروج كرد به معراج قرب حق * پيغمبر آن برادر و الا مقام تو
دست خدا گذاشته شد روى شانه‌اش * آن جا كه وقت بت‌شكنى بود گام تو
چشم خدايى تو ، پر از اشك بر يتيم * در جنگ خنده بَر دو لب لعل فام تو
نور تو در حجاب تن و سجده كرده‌اند * اين دشمنان دوست‌نماى عوام تو
در حيرتم كه روز قيامت چه مىكنند * با پرتو تجلّى ذات تمام تو
اى دل بگو به آتش دوزخ اگر فتاد * فردا به دست مالك دوزخ زمام تو
آتش برو به نام على ورنه مىكشم * با برق ذوالفقار على انتقام تو
بالاتر از ملائكه‌اى گر تو شيعه‌اى * وقتى كه مشتبه به خدا شد امام تو
ما سر بر آستان تو سوديم يا على * اى برتر از سرادق گردون خيام تو « 2 »
هامش
( 2 ) . على ( ع ) در شعر و ستايش فارسى ، صص 208 - 209 .