صهبا ، ابراهيم ( 1290 ه . ش . - )
ابراهيم صهبا فرزند مهدى خان از ملّاكين بيرجند در « محولات » تربت حيدريه چشم به جهان گشود . در ده سالگى براى تحصيل عازم مدرسهء شوكتيهء بيرجند شد . در كلاس نهم دبيرستان بود كه به سرودن شعر روى آورد و مورد تشويق قرار گرفت . صهبا از گويندگان قديمى است و به فردوسى ، سعدى ، خيّام ، حافظ ، مولوى ، انورى ، صائب علاقهمند بود .
ادامهء تحصيلات صهبا در مدرسهء دار الفنون بود . پس از آن به دانشكدهء افسرى رفت و تا شهريور 1320 ش در لباس سپاهىگرى بود . آن گاه به وزارت دارايى رفت و مدّتى نيز مشاور بانك رهنى بود تا بازنشسته شد .
آثار صهبا عبارتند از : دفتر صهبا ، انسان و شعر و ماه ، نداى انسانى شاعران ايران .
ابراهيم صهبا در فكاهى سرايى هم دستى داشت و به بديههسرايى هم معروف بود .
اشعار فكاهى او ساده ، روان و دلچسب است . او با نشريات بسيارى همكارى داشت .
بيشتر اشعار فكاهى او در نشريهء هفتگى بابا شمل درج است . « 1 » از صهبا اشعارى در منقبت مولا على ( ع ) به جا مانده است .
ولاى على
زديم دست توسّل چو بر ولاى على * ز كار ما بگشايد گره خداى على
گرفت عالم اسلام رونق بسيار * به يمن پرتو تيغ جهانگشاى على
چو اوست مظهر مردانگى وجود و كمال * در اهتزاز بود تا ابد لواى على
كسى نديده به تاريخ دهر مانندش * به جز پسر ننشيند كسى به جاى على
هامش
( 1 ) . طنزسرايان ايران از مشروطه تا انقلاب ، صص 491 - 492 .