سهيلى خوانسارى ، احمد ( 1291 ه . ش . - )
احمد سهيلى خوانسارى فرزند غلامرضا خان در تهران به دنيا آمد و پس از اتمام تحصيلات به خدمات فرهنگى اشتغال جست و ساليان درازى رياست كتابخانهء ملّى ملك را عهدهدار بود .
سهيلى ، همهء خطوط را خوش مىنوشت و از نقّاشى نيز بهره داشت و رسالهء حصار ناى از تأليفات چاپ شدهء اوست . همچنين وى نامهء صورتگران و طبقات الخطاطّين در شرح حال نقّاشان و خطّاطان را تأليف نمود كه تا سال 1329 ش چاپ نشده بود .
سهيلى همچنين كتاب ذيل عالم آراى عباسى و ديوان بابا فغانى « 1 » و گلستان هنر را تصحيح و منتشر كرد . او در شعر دستى داشت و انواع شعر را خوب مىسرود و ارادت خاصى هم به مولا على ( ع ) داشت .
خديو اهل ايمان
صاحب دين مبين را دل ز من پرسيد كيست * گفتمش ختم رسل احمد ، مهين پيغمبرست
گفت بعد از وى ولايت را كه شايد ، بازگو * گفتم آن كو پايهء قدر وى از كيوان برست
گفت در بستر به جاى او شبانگاهان كه خفت * گفتم آن كو گاه بيم از جمله پابرجاترست
گفت با احمد خود از يارى برادر خوانده كيست ؟ * گفتم آن كز بهر او سرگشته مهر انورست
گفت با زهرا كه همسر گشت گفتم آن كسى * كز فضيلت اين و آن را هم سرآمد هم سرست
گفت برگو كيست سبطين پيمبر را پدر * گفتمش آن پيشرو كو رهروان را رهبرست
گفت اعجاز رسول مصطفى در جنگ بدر * ز اهل ايمان مركد امين پاكدل را درخورست
هامش
( 1 ) . سخنوران نامى معاصر ، ج 1 ص 127 .