رهى معيّرى ( 1288 - 1347 ه . ش . )
بيوك معيّرى معروف به رهى معيرى و متخلّص به « رهى » در تهران متولّد شد . او از طرف پدر نوهء معير الممالك ( نظام الدوله ) وزير خزانه و از طرف مادر نوهء ميرزا عبّاس خان قوام الدوله وزير خارجهء دورهء ناصرى و از خويشان مطيع الدولهء حجازى بود .
رهى پس از فراغت از تحصيل به خدمت دولت درآمد . ابتدا در شهردارى تهران و سپس در چند وزارتخانه به كار اشتغال ورزيد . وى از همان آغاز جوانى به شعر ، نقّاشى و موسيقى علاقهء وافر داشت و خيلى زود در هنرها و فنون ياد شده توانا گرديد . از او انواع شعر در قالبهاى قصيده ، غزل ، مثنوى ، رباعى ، قطعه ، ترانه و تصنيف جدّى و فكاهى برجاى مانده است . رهى از ترانهسرايان نامدار معاصر است . آثارِ فكاهى و انتقادى او به طور مرتّب در نشريهء بابا شمل و آثار جدّى وى در مجلّهء اطّلاعات هفتگى چاپ مىشد .
منتخباتى از آثار جدّى او به نام سايهء عمر چاپ و منتشر شده است . رهى در تاريخ 24 آبان بدرود حيات گفت و در مقبرهء ظهير الدولهء شميران به خاك سپرده شد . « 1 »
وصف على ابن ابو طالب ( ع )
تاختن آورد زى بستان سپاه آذرى * باغ ويران كرد از كينتوزى و غارتگرى
چفته شد از بار اندُه پشت سَرو و نارون * تيره شد از گرد هيجا چهر گلبرگ ترى
جور باد آذرى زد باغ را آذر به جان * باغ را آذر به جان زد جور باد آذرى
گر بهاران گسترد در باغ فرش زمردين * مىكند باد خزان در بوستان زر گسترى
پيش بالاى تو از سرو و صنوبر فارغم * اى به بالا غيرت شمشاد و سرو كشمرى
هامش
( 1 ) . طنز سرايان ايران از مشروطه تا انقلاب ، ص 348 .