تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤

مرعشى شوشترى ( - )

امير علاء الملك فرزند مير سيّد نور اللّه مرعشى از اكابر علماى روزگار است و به اوصاف انبيا و اوليا اتّصاف دارد . وى در هندوستان ، علم را از پدر آموخت ، سپس به شيراز رفت و پس از تكميل تحصيلات به هند بازگشت و چندى به تدريس پرداخت . از تصانيف او مهذّب در منطق ؛ انوار الهدى در علم الهى ؛ صراط الوسيط در اثبات واجب و غيرها . احيانا به گفتن شعر هم رغبتى داشت . بنا به نقل محمّد عارف شيرازى در تذكرهء لطايف الخيال ( تأليف 1078 ه ق ) « گرامى گوهرى است يكتا كه گوهر تربيتش صدف بحر طبع مير نور اللّه شوشترى است ، در جميع فنون علوم عقلى و نقلى اصول و فروع قصب السبق از اقران ربوده طبع مستقيمش كمال حدّت فهم و جودت ذهن را حاوى ، و راستى سليقه‌اش سرعت انتقال را جامع . . . » « 1 » ساقى نامهء او موسوم به كوثر شهرت بسيار دارد كه ابياتى از آن در ارتباط با منقبت على ( ع ) است .
چو از باده بر غم مظفر شوم * ثنا خوان ساقىّ كوثر شوم
گل باغ ايمان علىّ ولى * كه مست است از جام مهرش نبى
جهان بزم و ساقى على باده نور * نبى باده پيما و پيمانه طور
جهان بحر و گوهر درو مصطفى * على آب آن گوهر پر بها
على را در آن دل بود جا چو مهر * جهان را نبى دل بود تن سپهر
على لنگر او خدا ناخدا * جهان بحر و كشتى رسول خدا
محيطش خدا و محاطش نبى * جهان دايره مركز او على
چو حيدر خلافت نمود آشكار * گرفت آن زمان حق به مركز قرار
هامش
( 1 ) . تذكرهء پيمانه ، صص 475 - 476 .