رضى الدّين ارتيمانى ( - 1037 ه . ق . )
سيّد محمّد متخلّص به « رضى » در نيمهء دوم قرن دهم هجرى در « ارتيمان » از توابع تويسركان چشم به جهان گشود . ايّام كودكى او در همان محلّ نزد پدرش سپرى شد و در اوان شباب براى تحصيل علوم دينى به همدان رفت و پس از چندى به جرگهء شاگردان مير مرشد بروجردى ( متوفّى 1030 ه ق ) درآمد . ظاهرا مقام عرفانى و علمى مرشد ، او را شيفته كرد به طورى كه مدّتها در سلك مريدان او روزگار مىگذراند .
رضى به زودى در دربار شاه عبّاس بزرگ جاى شايستهء خويش را پيدا كرده و مورد عنايت او قرار مىگيرد .
وى از جمله شاعرانى است كه به قول هرمان اته راه خود را پيموده و در بند وزن و قافيهء متصنّع نبوده و در حقيقت شعر را به خاطر نشان دادن واقعيات و جلوهگر ساختن احساسات مىسروده ، نه به ضرورت احتياج و تشريفات . . .
رضى در سرودن غزل و قصيده و رباعى مهارت نشان داده و در به كار بردن مفاهيم عالى و رسانيدن معانى عرفانى توانايى داشته ، همچنين سادگى انتخاب و روانى بيان از ويژگىهاى شعر اوست . ساقى نامهاش را استادانه طرح و شاعرانه دنبال مىكند و ماهرانه به پايان مىرساند . سوگند نامهء وى قدرت شاعرانه و سيماى ادبى او را به خوبى نشان مىدهد . اشعار او را بين هزار تا هزار و پانصد بيت تخمين مىزنند . « 1 »
قصيده در مدح مولاى متقيان على ( ع )
دگر چه شد كه دلم بركشيد نالهء زار * دگر چه رفت ، كه سر نيست در غم دستار
هامش
( 1 ) . ديوان رضى الدّين ارتيمانى ، صص 1 - 16 .