تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
وظيفهء سالكان و بيان شيوهء سلوك ، با نثرى روان و خالى از تكلّف . علاوه بر آثارى كه بر شمرده شد جامى در نفحات الانس از اثر ديگرى به نام روح الارواح ياد مىكند و نيز اثرى ديگرى در منابع به نام عنقاى مغرب دربارهء معارف و حقايق به او منسوب است . « 2 »

در مناقب امير المؤمنين على بن ابى طالب ( رض )

و بر آن سرور مطّلبى ابن عم نبى ، آن اصل شجرهء ولايت و آن فرع ثمرهء نهايت . آن كه بى او مدينهء علم را در مىبايست و آن كه با او حصر دين را هيچ در نمىبايست . آن مردى كه در هيجا در همه جا از دشمن روى نتابيد و آن شيرى كه در هيچ جا به هيچ پشت ، رو نياورد . آن پردلى كه به يك نعره قلب لشكر را دو پاره مىشكست . آن صفدرى كه به يك حمله قلعه‌اى را در پا مىافكند . سخنش يك رويه بود ، از ان بر دل دوستان مىنشست . تيغش دو رويه بود از ان در ميان دشمنان مىرفت .

قطعه

شير يزدان كز نهيب خنجرش * خصم را بفسرده خون در حنجره
بود از آسيب او پيش از اجل * جان دشمن از غرى در غرغره
اوست قلب لشكر اسلام از ان * مهر دين بى مهر او نامد سره
بر فراز قصر عالى منظرش * من نگويم آسمان را كنگره
چون كم از يك نقطهء موهوم بود * در محيط مركزش نه دايره « 3 »
هامش
( 2 ) . همان ، صص 1 - 16 . ( 3 ) . نزهة الارواح ، ص 13 .