تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢

گنجور سرِ خزينهء حلم

كو شهره بود به دانش و دين * آراسته از وقار و تمكين
مخصوص به عصمت و ديانت * با راى رزين و با امانت
فارغ ز معاصى و قبايح * خوش خلق به سان مشك فايح
آن گاه شجاع و عالم و راد * آزاد ز ظلم و جور و بيداد
چون باشدش اين خصايص خوب * موصوف بدين صفات منسوب
سازند ورا رئيس و مهتر * سر بر خط او نهند يكسر
گردند همه مطيع رايش * خوانند رئيس و پيشوايش
آن كوست بدين نشانه مخصوص * بايد كه بود امام منصوص
او بعد رسول حق كه برخاست * اين جمله بدان كه مر على راست
سيف اللّه و شاه ذوالفقار است * بر دلدل دين به حق سوار است
شك نيست در آن كه اين خصايل * بودست درو به صد دلايل
دانندهء راز امّ هانى * كشّاف رموز آسمانى
هم تابع ملك بيعتين است * هم هاجر راه هجرتين است
لم يشرك باللّه‌اش صفاتست * سيف اللّه و منخر العرابست . . .
سازندهء مسجد و مكانات * دارندهء مودى و امانات
هم اعلم و اقضى القضايات * هم ارشد و هادى الهدايات
برهان حلال و الحرام است * سازندهء كار خاص و عام است
از قوّت قلب ليث مقدام * در قلب غزا هزبر ضرغام
از صفوت قايمين نشانه * وز افضل قانتين فسانه
ضارب سوى طاغيان به سيفين * طاعن بر طاغيان به رمحين
انوار مسبّحين بيانش * اذكار مذكّرين زبانش
هم مُطفى نار موقدين بود * هم نحر قريش اجمعين بود
داماد نبى عالمين اوست * ابن عم رسول دين اوست
كان كرم و مكان علم است * جان خرد و جهان حلم است
استاد درِ مدينهء علم * گنجور سر خزينهء حلم
مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 52 | ابوالقاسم رادفر