تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
به هفت حج و به هفتاد حج برابر كرد * زيارت تو رسول از كرامت ذو المن 9250945 خ 0 12 خ
به كعبهء تو همه عمره كرده اهل صفا * چو حاجيان به مشاعر توجّهى متقن
بر آفتاب ، جمال تو زان شرف دارد * كه بر كواكب رخشنده آفتاب علن
به آفتاب چه نسبت كنم جمال ترا * كه آفتاب تو را ذرّه‌اى است از روزن
ز مرقد تو بهشت برين يكى منظر * ز روضهء تو رياض جنان يكى گلشن
به بوى 0350945 خ 0 13 خ آنكه بيابد ز مشهدت بويى * صبا به خاك خراسان همى برد ممكن 1350945 خ 0 14 خ
منم كه درس ثناى تو مىكنم تكرار * به صبح و شام و به روز و شب به سرّ و عَلَن 2350945 خ 0 15 خ
به خاك روضهء پاك تو آرزومندم * چو خاك تشنه به باران و تن به خاك وطن
بود كه بار دگر سر بر آستان نياز * به خاكبوس درت مفتخر شود لب من
نمىرسد به ثناى تو ذهن ابن حسام * مگر ثناى تو حسّان 3350945 خ 0 16 خ كند به وجه حسن
* * *