تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
بر آشوفت ملكش بيكباره چونان * كه از قهر حق ، بر گنه كار نيران 2521945 خ 0 6 خ
فرو كوفت بنيانش از بيخ و از بن * به توپ كروپ شرر بار آلمان
چه توپى كه جاويد و پاينده ماندى * غريوش به گردون حديثش به دوران
فكند از بر تخت خصم بد اختر * چو اهريمن زشت در قعر نيران
ربيع دوم آخر عشر اول * بدوران شد اين فاجعه آتش افشان
تو سال ار بخواهى به دفتر نويسى * به « طغيان روس » آور از خامه عنوان
شها نيست كس در خور و وصف ذاتت * كه در عرش باشد خدايت ثنا خوان
فروتر از آن است ممكن كه گويد * مديح مقامى فراتر ز امكان
حديث شهاب 9821945 خ 0 7 خ و مديح تو شاها * همان نقل مور است و عذر از سليمان
همى دارد از بحر جودت تمنّا * كه بخشيش طبعى بدين گونه شايان
كه يابد ز جودش به دنيا و عقبى * براتى ز دوزخ نجاتى ز زندان
* * *