از آن ثمر نخورد غير انفعال و فسوس * وز آن درخت نچيند بجز ندامت ، بر
اگر امامت من را شود كسى قائل * بود درخت اميدش بهر ثمر مثمر
اگر چه حق به مثل مصدر است و ما صادر * ولى به صادر در پى مىبرند بر مصدر
به ما شناخته شد چون خدا از آن بابت * كسى به سبقت بر ما نگشته راه سپر
طريق حق را ما واقفيم و ما دانا * به اين ولايت ما انسبيم 4621945 خ 0 18 خ و ما اجْدَر 5621945 خ 0 19 خ
از اين جهت شد بنياد قول ما اوفى 6621945 خ 0 20 خ * وز اين جهت شد رجحان مهر ما اوْفَر 7621945 خ 0 21 خ
نژاد من را چون از خميره نبوى * گرفته يزدان قبل از وقوع عالم ذر 8621945 خ 0 22 خ
هر آنكه قول مرا از نبى جدا داند * و يا نداند اين قول را به حق منجر
رسول او را از لطف خود كند محروم * خداى او را بر رو در افكند به سَقَر 0721945 خ 0 23 خ
بدين لحاظ هر آنكس كه در امامت من * به شبهه باشد يا بر وجوب او منكر
اگر زبانش جز لا إله الا اللّه * سخن نگويد در هيچ شام و هيچ سحر
اگر چه عمرش باشد فزونتر از دنيا * كه بىولايت من پا نهد چو در محشر
خداى سودى زين لا إله گفتن او * بر او عطا ننمايد بجز زيان و ضرر
چو اين بيان را فرمود آن امام انام 1721945 خ 0 24 خ * براى تصديق آواز اكبر و اصغر
ز شش جهت به فلك شد كه اى ولىّ خدا * جهانيان را بىريب و شك توئى رهبر
پس اين حديث مبارك بر اهل نيشابور * نظير قرآن گرديد حرز سمع و بصر
* * *