تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
[ 45 ] اسد إله صنيعيان متخلص به « صابر » در سال 1282 شمسى در همدان متولد شد و ده ساله بود كه پدرش را از دست داد . صابر در شعر پيرو شيوهء صائب است و در مضمون آفرينى و خوش بيانى شهرتى دارد . صابر در سال 1342 قمرى دست ارادت به ظهور عليشاه يزدى داد و اشعارش از اين تاريخ رنگ عرفان گرفت . صابر در ارديبهشت 1335 شمسى در گذشت .

در توسّل به حضرت ثامن الائمه على بن موسى الرضا ( ع ) « 1 »

يا ثامن الائمّه ، من از كثرت گناه * در بارگاه قدس تو آورده‌ام پناه
چندان اسير دست هوى و هوس شدم * تا موى من سپيد شد و روى من سياه
تا در جوار قرب تو يابم مگر كه ره * اينك ز ره رسيده پشيمان و عذر خواه
قومى به اشتباه ، گرم نيك بشمرند * چون نيستم نكو ، نشود بر من اشتباه
اى آنكه از نگاه تو احياست عالمى * باشد كه بفكنى به من از مرحمت نگاه
خاكم به سر ، كه طعن رقيبان كُشَد مرا * گر خاكسار خويش نگيرى ز خاك راه
دنيا طلب نِيَم ، كه بخواهم ز حضرتت * جاه و جلال دنيوى و بزم و دستگاه
كوته نظر نِيَم ، كه كنم كيميا طلب * تا همچو ديگران دَهِيَم زين نمد كلاه
كالاى معرفت ز تو دارم اميد و بس * بى معرفت چگونه شناسد گدا ز شاه ؟
آن معرفت ، كه خوبتر از اين شناسمت * آن معرفت ، كه پى برمت بر مقام و جاه
هر چند در طريقهء توحيد و حكم شرع * حاجت ز غير حق طلبيدن بود گناه
هامش
( 1 ) ديوان صابر همدانى ، به سعى كيوان سميعى ، تهران ، كتابفروشى زوّار ، 1337 ش .
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 190 | احمد احمدى بيرجندى / سيد على نقوى زاده