تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
در گوش مشترى شده آواز چنگ‌ها * بر چرخ زهره خاسته بانگ رباب 1321945 خ 0 3 خ ها
فصلى خوش و شبى خوش و جشنى مباركست * وز كف برون شده است طرب را حسابها
بستند باب انده و تيمار و رنج و غم * وز شادى و نشاط گشادند باب‌ها
رنگين كند بباده كنون دامن سپيد * زاهد كه بودش از مى سرخ اجتنابها
گويند مى منوش و مخور باده زانكه هست * مى خواره را گناه و گنه را عقاب 2221945 خ 0 4 خ ها
در باده گر گناه فزون است هم بود * در آستان حجّت يزدان ثواب‌ها
شمس الشموس 3221945 خ 0 5 خ شاه ولايت كه كرده‌اند * شمس و قمر ز خاك درش اكتساب‌ها
هشتم ولى بار خدا آنكه بر درش * هفتم سپهر راست به عجز اقتراب 1021945 خ 0 6 خ ها
بهر مقرّ 5321945 خ 0 7 خ و منكر او ايزد آفريد * انعامها به خلد و به دوزخ عذاب‌ها
خواهى اگر نوشت يكى جزوش از مديح * در پيش نه ز برگ درختان كتاب‌ها
اكنون بشادى شب جشن ولادتش * گردون نهاده بر كف انجم خضاب 6221945 خ 0 8 خ ها
جشنى است خسروانه و بزمى است دلفروز * گوئى گرفته‌اند ز جنت حجاب‌ها
نور چراغ و تابش شمع و فروغ برق * گوئى برآمدند بشب آفتاب‌ها
آن آتشين درخت چو زربفت خيمه است * وان تيرهاى جسته چو زرين طناب‌ها
* * *