[ 42 ] محمد تقى ملك الشعراى بهار فرزند محمد كاظم صبورى شاعر بزرگ عصر ما در سال 1266 ه . ش ولادت يافت . وى در عين حال شاعر و محقّق و نويسنده و استاد دانشگاه و روزنامه نگار و مرد سياست و مبارزه بود .
بهار در شعر شيوهء فصيح قدما بويژه سبك خراسانى را به نيكوترين صورتى بيان كرده ؛ در ضمن از زبان متداول ، لغات و تعبيرات و اصطلاحاتى را در اشعار خود به عاريت گرفته است . بهار شعر را وسيلهء بيان مقاصد گوناگون قرار داده و با اطلاعى كه از زبان پهلوى داشت به ايجاد تركيبات جديد و استعمال مجدّد برخى از لغات متروك توفيق يافت .
ديوان بهار در دو مجلّد به طبع رسيده است . از آثار تحقيقى او تصحيح و تحشيهء « تاريخ سيستان » و « مجمل التواريخ و القصص » و تصنيف و تأليف « سبك شناسى » در سه جلد است .
بهار در سال 1330 شمسى در تهران ديده از جهان فرو بست .
1 / 42
در منقبت امام هشتم ( ع ) « 1 »
بگرفت شب ز چهرهء انجم نقابها * آشفته شد بديدهء عشاق خوابها
استارگان تافته بر چرخ لاجورد 8221945 خ 0 1 خ * چونانكه اندر آب ز باران حبابها
اكنون كه آفتاب به مغرب نهفته روى * از باده بر فروز به بزم آفتابها
مجلس بساز با صنمى نغز و دلفريب * افكنده در دو زلف سيه پيچ و تابها
ساقى بپاى خاسته چون سرو سيمتن * و انباشته 0221945 خ 0 2 خ به ساغر زرين شرابها
هامش
( 1 ) كليات ملك الشعرا بهار ، تهران ، امير كبير 1345 ش ( جلد 2 ) .