2 / 33
خطاب به آستان ملك پاسبان حضرت ثامن الائمه على بن موسى الرضا عليه السلام « 1 »
اى خاك طوس مدفن سبط پيمبرى * يا للعجب كه فرشى و از عرش برترى
فرشى ولى ز رفعت بالاترى ز عرش * خاكى ولى ز پاكى درّى و گوهرى
مسّ وجود ، زر شود از كيمياى تو * پندارم آنكه معدن گوگرد احمرى 8111945 خ 0 1 خ
پيروزه پرورى چه بود پيش خاك تو * اى خاك پاك طوس ، تو خورشيد پرورى
خورشيد پروريدن هم نيست شأن تو * زيرا كه مَضْجَع 9111945 خ 0 2 خ خَلَف الصدق 0111945 خ 0 3 خ حيدرى
اى آستان عرش نشان خديو طوس * در محكمىّ پايه ، چو سدّ سكندرى
اى حجّت خدا و ولى به حق كه تو * بر حق ولى حق و وصى پيمبرى
هم گاه لطف ضامن آهوى وحشيى * هم وقت قهر بيشهء حق را غضنفرى
هم سبط مصطفايى و هم نسل مرتضى * هم والى ولايت و سلطان كشورى
هم خازن بهشتى و هم حاكم جحيم 1111945 خ 0 4 خ * هم شافع گناهى و ساقى كوثرى
هم هشتمين امامى و هم اولين ظهور * از صُلب 2111945 خ 0 5 خ پاك طيّب موسى بن جعفرى
هم شير پرده از تو شود شير مرغزار * هم چوب دستى از تو شود مار حِميرى 9901945 خ 0 6 خ
هم آسمان به حكم تو گردد به گرد خاك * هم آفتاب از تو كند نور گسترى
باشد غلامى سر كوى تو خواجگى * باشد گدايى در لطفت توانگرى
خارى كه ز ايران درت را خلد به پاى * خوشتر بود ز قاقُم 9211945 خ 0 7 خ و ديباى ششترى
گر پرده برگشايى از آن روى دلفروز * خورشيد و مه شوند به حسن تو مشترى
تا گشت جايگاه تو در فرش از شرف * از عرش نى عجب كه كند فرش برترى
گر تربيت نيابد از نور راى تو * خورشيد آسمان نكند ذرّه پرورى
در بزم دوستان تو بر دفع چشم زخم * كيوان كند سپندى و خورشيد مجمرى 5111945 خ 0 8 خ
گردن نهد به خط غلامى و بندگى * بر دست بندگان تو اين چرخ چنبرى
هامش
( 1 ) ديوان طرب ، همان چاپ .