بر آستان تو استاده همچو عبد ذليل * به خاك راه فتادست چون غلام فقير نه غير مدح تواش صبح و شام مونس و يار * نه غير سايهء لطف تواش ملاذ و مجير شها به يك نظر لطف خاك او زر كن * كه خاك راه شود از نگاه تو اكسير * * *