تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
[ 29 ] آقا محمد يزدى متخلّص به « جيحون » و ملقب به « تاج الشعرا » از شعراى نامى و سخنوران عهد ناصريست . وى در نظم و نثر استاد بود و قصايد غرايى در مدح پيشوايان دين دارد . جيحون در انواع شعر بخصوص در قصيده ، غزل ، قطعه و رباعى مهارت داشت و نيز كتابى موسوم به « نمكدان » دارد كه نثر آميخته به نظم است و به تقليد گلستان شيخ اجل نوشته است . شرح حال او از اكثر تذكره نويسان معاصر فوت شده و تنها محمد على مدرسى در جلد اوّل « ريحانة الادب » از وى ياد كرده است . وفاتش در سال 1318 قمرى اتفاق افتاد .

در منقبت حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام « 1 »

خورشيد گريزان بودت در خم گيسو * زين حلقه بدان حلقه وزين سوى بدان سو
گويى به پناه آمده در نزد تو خورشيد * زين دست بدامان شدنش با خم گيسو
زلفين تو با لعل تو اين گونه كه شد رام * ما نا 3590945 خ 0 1 خ كه خريدار شكر آمده هندو
چشمت به چه ماند به يكى مردم بيمار * كز ضعف فرو خفته در آن دامن ابرو
رخشنده بود روشنى روى تو از پشت * تابنده بود نازكى پشت تو از رو
بر هر لب جويى كه به گُلشن بنشينى * از عشق تو آب ايستد و نگذرد از جو
گر نقش رخ و زلف تو در باغ نگارند * از گل بپرد رنگ و ز سنبل برود بو
از روى تو جنّت بود آراسته تركى ؟ * وز موى تو ديوانه‌تر دريافت شود كو ؟
چشمان تو آهوست ولى مژّه‌اش از شير * سر پنجه بدزديد بنيرنگ و بنيرو
هامش
( 1 ) ديوان جيحون ، تصحيح لطف الله حسينى انجوى ، چاپ بمبئى ، سال 1316 ق .