تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
هفت و چاراى مير دين پرور تو را اصلند و فرع * اصل و فرع اى مير دين پرور تو را هفتند و چار 8390945 خ 0 16 خ
كردگار از نكهت خُلقت بر آدم داده روح * داده روح از نكهت خلقت بر آدم كردگار
شام تار از ماه رخسار تو روشن همچو مهر * همچو مهر از ماه رخسار تو روشن شام تار
چون هَزار 9390945 خ 0 17 خ از هجر رويت ناله‌ها دارد بهشت * ناله‌ها دارد بهشت از هجر رويت چون هزار
اقتدار از خاك درگاه تو گردون كرده كسب * كرده كسب از خاك درگاه تو گردون اقتدار
كوهسار افتاده در ميزان حلمت ذرّه سان * ذره سان افتاده در ميزان حلمت كوهسار
ذرّه‌وار آمد « شباب » اى شه به مهرت ملتجى 1490945 خ 0 18 خ * ملتجى آمد « شهاب » اى شه به مهرت ذرّه‌وار
كرده‌ام گر اقتصار از وصف قَدرت قاصرم * قاصرم از وصف قدرت كرده‌ام گر اقتصار
در شمار 2490945 خ 0 19 خ از من متاب اى ابر رحمت روى لطف * روى لطف از من متاب اى ابر رحمت در شمار
* * *