تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
[ 22 ] ميرزا محمد شفيع فرزند محمد اسماعيل شيرازى معروف به « ميرزا كوچك » و متخلص به « وصال » از شاعران اوايل عهد قاجاريه است . خاندان وصال در دورهء صفويان ، افشاريان و زنديان به اعمال ديوانى مشغول بوده‌اند . وصال علاوه بر شاعرى در خط و هنرهاى زيبا استاد بود . آثار او علاوه بر ديوان اشعار مثنويهاى « بزم وصال » و تكمله فرهاد و شيرين وحشى بافقى است و نيز ترجمه و شرحى از كتاب « اطواق الذهب » زمخشرى دارد . پسران وصال يعنى : وقار ، حكيم ، داورى ، فرهنگ ، توحيد و يزدانى همه از شاعران و هنرمندان عصر خود بودند . وصال در سال 1262 قمرى در سنّ 65 سالگى در شيراز وفات يافت .

مدح حضرت رضا عليه السلام « 1 »

قضا بس تيز چنگال است و سندان خاى دندانش * ندانم غير تسليم و رضا كس مرد ميدانش
قضا تيريست صيد افكن پلنگ آويز و پيل اوژن 1970945 خ 0 1 خ * ولى بر آهوى دشت رضا كُند است دندانش
قضا تيريست جوشن دروگر داوود 2080945 خ 0 2 خ جوشن‌گر 3970945 خ 0 3 خ * همى با اسپر دست رضا موم است پيكانش
قضا را پادشاهى داد يزدان بر همه گيتى * چو سلطان گشت بر گيتى رضا را كرد سلطانش
هامش
( 1 ) ديوان وصال ، چاپ سنگى ( محل و تاريخ چاپ مشخص نيست ) .