به حسن بصرى گفته شد : بدترين مردم كيست گفت : آن كس كه عقيده داشته باشد از همهء مردم بهتر است يكى از حكيمان گفته است : دروغگو در نهايت دورى از فضيلت است و ريا كار از او بد حال تر است ، زيرا دروغگو از لحاظ گفتار دروغ مى گويد و ريا كار از لحاظ كردار و كردار مهمتر از گفتار است . اما آن كس كه به خود شيفته است از هر دو بدتر است كه آن دو عيب خود را مى بينند و مى خواهند آن را پوشيده دارند ولى به خود شيفته از ديدن عيبهاى خويش كور است و آن را محاسن مى پندارد و آشكار مى سازد . همين حكيم مى گويد : وانگهى گاهى ممكن است از دروغگو و ريا كار سودى برده شود ، نظير آنكه كشتيبان از بيم منطقهء خطرناكى از دريا پيش از گذشتن از آن منطقه به مسافران مى گويد از آن منطقه گذشتهاند كه مسافران نگران شوند و در غرق ايشان شتاب شود ، ريا كارى سالار قوم هم اگر قصدش اين باشد كه در كار خير از او پيروى شود ، پسنديده است ولى براى به خود شيفته هيچ يك از اين اسباب ستايش فراهم نيست .
از اين گذشته هر گاه دروغگو و ريا كار را پند دهى ، نفس آنان تو را تصديق مىكند ، چون بر نفس خويش واقف هستند ، ولى به خود شيفته را اگر پند دهى ، تو را در پند دادن ياوه سرا مى پندارد و از اندرز تو سود نمى برد و خداوند متعال در قرآن به همين معنى اشاره كرده و فرموده است : « آيا آن كسى كه بدى كردارش در نظر آراسته شده و آن را نيكو و پسنديده مى بيند . » و سپس خطاب به پيامبر مى فرمايد : « خود را در مورد آن به اندوهها مينداز » ، يعنى آنان به سبب شيفتگى به خود ، انديشه و تدبير نمى كنند .
و آن حضرت فرموده است : سه چيز نابود كننده است ، بخل و امساكى حاكم ، و هواى نفسى كه از آن پيروى شود و شيفتگى آدمى به خود .
و در مثل است كه ابليس گفته است : اگر در آدمى سه خصلت را بيابم در جستجوى چيز ديگرى از او نخواهم بود ، هر گاه شيفته به خود گردد و كار خود را بسيار و بزرگ بداند و گناهان خود را فراموش كند .
حكيمان گفتهاند : همان گونه كه كسى به اسب خود شيفته باشد هرگز به فكر تبديل آن نمى افتد ، كسى كه به نفس خود شيفته باشد ، نمى خواهد در آن دگرگونى پديد آرد هر چند نفس او پست و فرومايه باشد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٨٩