تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
ايها الذام للدنيا ، المغتر بغرورها . . . و چون شنيد مردى دنيا را نكوهش مىكند ، فرمود : « اى نكوهش كننده جهان و شيفته به نيرنگ آن . . . » در اين سخن كه خود خطبه‌اى است مختصر و مى توان براى اطلاع از متن و ترجمه آن به نهج البلاغه همراه با ترجمهء استاد دكتر شهيدى و چاپهاى ديگر مراجعه كرد ، ابن ابى الحديد مى گويد : اين سخن كه تمام آن در ستايش دنياست ، نشان دهندهء قدرت على عليه السّلام در بيان معانى مورد نظر خويش است زيرا سخن آن حضرت همه در نكوهش دنياست و اينك آن را مى ستايد و در اين مورد هم درست فرموده است . از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هم سخنى نقل شده است كه ستايش دنيا يا شبيه به ستايش است و آن اين گفتار آن حضرت است كه « دنيا شيرين و سر سبز است هر كس آن را آن چنان كه شايسته است بگيرد براى او در آن بركت داده مىشود . » و از سخنان منسوب به امير المؤمنين عليه السّلام يكى هم اين است كه مردم فرزندان دنيايند و نبايد شخص را در دوستى مادرش نكوهش كرد . محمد بن وهب حميرى همين سخن را گرفته و چنين سروده است : « ما فرزندان دنياييم كه براى غير آن آفريده شده‌ايم و تو از هر چيزى باشى آن چيز دوست داشتنى است . »

حكمت ( 128 )

انّ للهّ ملكا ينادى فى كل يوم : لدوا للموت ، و اجمعوا للفناء ، و ابنوا للخراب . « خدا را فرشته‌اى است كه هر روز ندا مىدهد ، بزاييد براى مردن و فراهم آوريد
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 352 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى