تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
خدا را مى بيند و در خدا شك مىكند . و در شگفتم از كسى كه كسانى را كه مى ميرند مى بيند و مرگ را فراموش مىكند ، و در شگفتم از كسى كه زنده شدن آن جهانى را نمى پذيرد و زنده شدن نخستين را مى بيند ، و در شگفتم از كسى كه خانهء ناپايدار را آباد مىكند و خانهء جاودان را رها مى سازد . » عربى صحرا نشين گفته است : روزى فراخ و گسترده براى كسى كه از آن استفاده نمى كند همچون خوراكى است كه بر گورى نهاده باشند . حكيمى مردى توانگر را ديد كه فقط نان و نمك مى خورد ، پرسيد : چرا چنين مى كنى گفت : از فقر بيم دارم . گفت : با اين رفتار فقر را شتابان دريافته‌اى . در مورد كبر و غرور در مباحث گذشته به اندازه كفايت توضيح داده شد .

حكمت ( 122 )

من قصّر فى العمل ابتلى بالهمّ . « هر كه در كار كوتاهى كند ، گرفتار اندوه شود . »

حكمت ( 123 )

لا حاجة للهّ فى من ليس للهّ فى ماله و نفسه نصيب . « خدا را به كسى كه در مال و جانش بهره‌اى براى خدا وجود ندارد ، نيازى نيست . »

حكمت ( 124 )

توقّوا لبرد فى اولّه ، و تلقوه فى آخره ، فانهّ يفعل فى الابدان كفعله فى الاشجار ، اولّه يحرق ، و آخره يورق .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 349 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى