تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧

حكمت ( 119 )

غيرة المرأة كفر ، و غيرة الرجل ايمان « غيرت زن ، كافرى است و غيرت مرد ، ايمان . » مرجع شناخت درستى اين سخن عقل است ، و چون مرد عاقل تر و خود دارتر است ، غيرت و رشك بردن او به جا و بر او واجب است زيرا نهى از منكر واجب است و انجام دادن امور واجب از ايمان شمرده مىشود . چون زن كم عقل تر و كم صبرتر است رشگ و غيرت او بر گمان نادرست و خيال باطل است و چون به جا و به موقع انجام نمى شود قبيح است . على عليه السّلام از لحاظ اشتراك قبح ميان آن و كفر آن را كفر نام نهاده است . وانگهى رشك و غيرت زن را به انجام دادن كارهايى از قبيل سحر و جادو وا مى دارد كه به راستى كفر است و در حديث مرفوع آمده است كه سحر و جادو كفر است و دلتنگى و اضطراب زن را وادار مىكند كه خشمگين شود و دشنام دهد و الفاظى را به زبان آورد كه بدون ترديد كفر است .

حكمت ( 120 )

لانسبنّ الاسلام نسبة لم ينسبها احد قبلى . الاسلام هو التسليم ، و التسليم هو اليقين ، و اليقين هو التصديق ، و التصديق هو الاقرار ، و الاقرار هو الاداء ، و الاداء هو العمل . « اسلام را چنان وصف كنم كه كسى پيش از من چنان وصف نكرده است ، اسلام گردن نهادن است ، و گردن نهادن يقين داشتن است ، و يقين داشتن راست انگاشتن است ، و راست انگاشتن بر خود لازم ساختن است و بر خود لازم ساختن ، انجام دادن است و انجام دادن ، به كار نيك پرداختن است . » خلاصهء اين سخن مقتضى درست بودن اعتقاد ياران معتزلى ماست كه اسلام و ايمان يكى است و عمل كردن هم داخل در همين مضمون است و مگر نمى بينى كه هر