تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
آب ديگرى هم نداشتند . مغيره دستور داد مشكهاى آكنده از عسل را در قسمتى از آن آبگير بريزند و همگان از آن آشاميدند و رفتند . زبير بن به كار همچنين گفته است كه يكى از پسران هشام بن عبد الملك خواهان خريدن مزرعه مغيره بود كه در منطقهء بديع قرار داشت . مغيره آن را به او نفروخت ، قضا را همان پسر هشام به جنگ روميان رفت و مغيره هم همراه لشكر بود . در راه گرفتار گرسنگى و نرسيدن خواربار شدند . مغيره به پسر هشام گفت : تو خواهان خريد مزرعهء من در بديع بودى و من به تو نفروختم ، اينك نيمى از آن را از من به بيست هزار دينار بخر و او آن را خريد و مغيره با آن پول براى مردم خوراك فراهم ساخت ، چون از آن جنگ برگشتند و اين خبر به هشام رسيد به پسرش گفت : خداوند انديشه‌ات را زشت دارد كه تو فرزند امير المؤمنين و فرمانده سپاهى و مردم گرسنه مى مانند و به آنان خوراك نمى دهى ، تا اين مرد رعيت مزرعه‌اش را به تو بفروشد و با پول آن به مردم خوراك دهد اى واى بر تو ترسيدى اگر به مردم خوراك دهى درويش و تنگدست گردى خاندان مخزوم مى گويند : عكرمة بن ابى جهل از ماست و او كسى است كه با آنكه هنوز مشرك بود ، چون به حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد آن حضرت براى او بر پا خاستند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى هيچ كس چه شريف و چه وضيع بر پا نخاسته است . عكرمه كسى است كه پس از آن همه دشمنى با اسلام در نصرت اسلام بسيار كوشش كرد ، و با آنكه ابو بكر از او خواست كه در بارهء هزينهء جهاد چيزى بپذيرد ، نپذيرفت و گفت : من براى جهاد مزد و كمك هزينه نمى گيرم و در جنگ اجنادين شهيد شد . و عكرمه كسى است كه چون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به او فرمود : « امروز هر چه از من بخواهى ، به تو مى دهم . » گفت : فقط خواهش مى كنم براى من استغفار فرماى و چيز ديگرى نخواست ، و حال آنكه ديگر بزرگان قريش چون سهيل بن عمرو و صفوان بن اميه و ديگران از آن حضرت مال خواستند . خاندان مخزوم مى گويند : حارث بن خالد بن عاص بن هشام بن مغيره كه شاعرى شيرين سخن و داراى اشعار بسيارى است از ماست ، حارث بن خالد از سوى يزيد بن
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 341 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى