همنشينانش او را به شكيبايى فرا خواندند ، گفت : من بر اين بلا كه بر من نازل شده است نمى گريم ، بلكه از آن مى گريم كه ممكن است ستمديدهاى بر درگاه من فرياد بر آرد و من فريادش را نشنوم . سپس گفت : اينك اگر شنوايى من از ميان رفته است ، بينايى من بر جاى است ، ميان مردم ندا دهيد كه هيچ كس جز ستمديده فرياد خواه ، جامهء سرخ نپوشد . آن گاه همه روز صبح و عصر سوار بر فيل مى شد و مى نگريست كه آيا مظلومى را مى بيند يا نه .
او مشرك به خدا بود ولى مهربانى او نسبت به مشركان بر بخل او چيره شد ، و تو مؤمن به خدا و از خاندان رسول خدايى در عين حال مهربانى تو نسبت به مؤمنان بر بخل تو چيره نمى شود . اگر تو براى فرزندانت مال اندوزى مى كنى ، خداوند متعال براى تو عبرتى در كودك نوزاد قرار داده است كه چون از شكم مادر زاييده مىشود هيچ مال و ثروتى بر روى زمين ندارد و هر مالى هم كه داشته باشد دستى بخيل آن را تصرف مىكند ، در عين حال لطف خداوند همواره آن كودك را فرو مى پوشد تا آنكه رغبت مردم به او فزون مىشود و اين تو نيستى كه عطا مى كنى بلكه خداوند هر چه بخواهد به هر كس كه اراده فرمايد ، لطف و عطا مىكند .
و اگر مى گويى براى استوار ساختن پايههاى حكومت مال جمع مى كنى ، همانا خداوند متعال براى تو در بنى اميه عبرتى را نشان داد و ديدى آنچه سيم و زر و مردان و سلاح و مركوب فراهم آوردند كارى براى ايشان فراهم نساخت و ارادهء خداوند در بارهء آنان صورت گرفت . و اگر مى گويى مال را براى رسيدن به هدف و نهايتى بزرگتر از آنچه در آن هستى گرد مى آورى ، به خدا سوگند منزلت بزرگتر از آنچه در آن هستى منزلتى است كه آن را درك نمى كنى مگر آنكه به خلاف آنچه اكنون هستى رفتار كنى - يعنى وصول به منزلت آخرت . وانگهى دقت كن مگر تو كسانى را كه نسبت به تو عصيان كنند ، عقوبتى دشوارتر از كشتن ايشان مى كنى منصور گفت : نه . آن مرد گفت : ولى آن پادشاهى كه چنين مال و حكومتى به تو ارزانى داشته است كسى را كه از فرمانش سر پيچى كند با كشتن عقوبت نمى كند بلكه او را جاودانه در شكنجه دردناك قرار مىدهد ، و آن پادشاه - خداوند - عقيدهء قلبى و اعمال تو و آنچه را چشم بر آن اندازى و دست بر آن يازى و به سويش گام بردارى ، مى بيند و مىداند . اينك بنگر هر گاه كه خداوند اين پادشاهى را از دست تو بيرون كشد و تو را براى حساب پس دادن نعمتهايى كه به تو ارزانى داشته است ، فرا خواند آيا اين اموال كه با بخل و امساك فراهم آوردهاى ، گرهى از كار تو مى گشايد
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٥٢