تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
اداى حق خداوند زبان خود را در مورد پند دادن به تو مى گشايم و چيزى مى گويم كه زبانها از گفتن آن فرو مانده است . همانا گروهى تو را زير چتر حمايت خود گرفته‌اند كه براى خويشتن هم بدى را برگزيده‌اند ، بدين معنى كه دين خود را به دنياى خود فروخته‌اند ، آنان با آخرت در ستيزند و با دنيا در آشتى . تو در مورد آنچه خدايت در آن امين دانسته است از ايشان در امان مباش ، آنان امانت را نابود مى كنند و كار دين و امت را به تباهى مى كشند . تو نسبت به آنچه ايشان انجام مى دهند مسئولى و ايشان از آنچه تو مى كنى باز پرسيده نمى شوند . دنياى ايشان را با تباهى آخرت خويش آباد مكن كه مغبون تر مردم كسى است كه آخرت خود را به دنياى ديگران بفروشد . سليمان گفت : اى اعرابى تو شتابان زبان خود را كه برنده‌تر از شمشير توست بر ما كشيدى . گفت : آرى چنان كردم ولى به سود تو نه به زيان تو .

حكمت ( 31 )

فاعل الخير خير منه ، و فاعل الشر شر منه . « انجام دهندهء كار خير از خود خير بهتر است و انجام دهندهء كار شر از خود شر بدتر است . » ابن ابى الحديد در شرح اين سخن چنين مى گويد : من اين سخن و معنى آن را به نظم سروده‌ام و ضمن اشعارى چنين گفته‌ام : « بهترين كالاها براى انسان مكرمت است كه هر گاه ديگر كالاهايش از ميان برود ، آن رشد و نمو مىكند ، خير پسنديده است و بهتر از آن انجام دهندهء آن است و شر ناپسند است و بدتر از آن انجام دهندهء آن است . » اگر بگويى چگونه ممكن است انجام دهندهء خير از خير بهتر و انجام دهندهء شر از شر بدتر باشد و حال آنكه انجام دهندهء خير به سبب خير پسنديده و انجام دهندهء شر به سبب شر نكوهيده است و با اين ترتيب خود خير و شر سبب ستايش و نكوهش است پس چگونه ممكن است انجام دهندهء خير از خير بهتر و انجام دهندهء شر از شر بدتر باشد مى گويم خير و شر به خودى خود دو چيز زنده نيستند بلكه عبارت از انجام دادن
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 254 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى