تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥

حكمت ( 22 )

لنا حق فان اعطيناه و الا ركبنا اعجاز الابل ، و ان طال السرى . « ما را حقى است اگر بدهندمان - مى ستانيم - و گرنه بر ترك شتران سوار مى شويم ، هر چند شبروى به درازا كشد . » سيد رضى كه خدايش رحمت كناد مى گويد : اين از سخنان لطيف و فصيح است و معناى آن چنين است كه اگر حق ما داده نشود ، زبون خواهيم بود و اين بدان جهت است كه كسى كه پشت سر سوار بر شتر مى نشيند همچون برده و اسير و نظير آنان خواهد بود . ابن ابى الحديد مى گويد : اين سخن را ابو عبيد هروى در كتاب الجمع بين الغريبين به اين صورت آورده است « ما را حقى است اگر آن را به ما بدهند ، مى گيريم و اگر ندهند بر ترك شتران سوار مى شويم ، هر چند شبروى به درازا كشد . ابو عبيد مى گويد : اين سخن را به دو گونه تفسير كرده‌اند ، يكى اين است كه سوار بر ترك شتر را سختى و دشوارى بسيارى است و على عليه السّلام خواسته است بگويد هر گاه حق ما را ندهند ، بر سختى و دشوارى شكيبا خواهيم بود ، همان گونه كه سوار بر ترك شتر آن سختى را تحمل مىكند و اين تفسير نزديك به همان تفسيرى است كه سيد رضى از اين سخن كرده است . معنى دوم اين است كه آن كس كه سوار بر پشت شتر است به هر حال مقدم بر كسى است كه بر ترك شتر سوار است و مقصود اين است كه هر گاه حق ما را ندهند ، ما عقب مى افتيم و ديگران بر ما پيشى مى گيرند و به هر حال پشت سر ديگرى واقع مى شويم ، و به هر صورت سخن خود را تأكيد مى فرمايد كه اگر شبروى به درازا كشد ، باز هم شكيبا خواهيم بود و بديهى است در آن صورت مشقت شبروى بر آن كس كه بر ترك شتر سوار است بيشتر و دشوارتر است و شكيبايى او هم از آن كس كه بر پشت شتر و جلوتر نشسته است ، بيشتر و دشوارتر است . اماميه چنين مى پندارند كه على عليه السّلام اين سخن را به روز سقيفه يا همان روزها فرموده است ، ولى ياران معتزلى ما بر اين عقيده‌اند كه اين سخن را پس از مرگ عمر و به روز شورى و هنگامى كه آن گروه شش نفره براى انتخاب يك تن از ميان خود اجتماع كرده بودند ، گفته است . و بيشتر مورخان و سيره نويسان هم آن را همين گونه نقل كرده‌اند .