تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
سوگند اگر رعايت آزرم نمى بود ، سخنان كوبنده‌اى از من به تو مى رسيد كه استخوان را در هم مى شكست و گوشت را آب مى كرد . » ، مى نويسد اگر بپرسى مقصود چيست و آيا مقتضاى حال رعايت آزرم بوده است يا نه و آن سخنان كوبنده چيست مى گويم : در اين مورد گفته شده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تصميم گرفتن در بارهء كارهاى همسرانش را پس از خود به عهده على عليه السّلام گذاشته بود و براى او اين حق را قرار داده بود كه از هر يك از ايشان كه بخواهد شرف همسرى رسول خدا و مادر بودن براى مؤمنان را بردارد و گروهى از صحابه در اين مورد براى على عليه السّلام گواهى مى دادند . بنابر اين براى على عليه السّلام امكان داشت كه به شرف ام حبيبة پايان دهد و ازدواج او را با مردان حلال فرمايد و اين كار عقوبتى براى ام حبيبة و برادرش معاويه بوده است كه ام حبيبة هم همچون برادرش ، على عليه السّلام را دشمن مى داشت ، و اگر على عليه السّلام چنان كارى مى كرد ، استخوانهاى معاويه در هم كوبيده و گوشت او آب مى شد ، البته اين گفتار اماميه است و ايشان از قول رجال خويش روايت مى كنند كه على عليه السّلام عايشه را هم به اين كار تهديد فرموده بود . ولى ما - معتزليان - اين خبر را تصديق نمى كنيم و سخن على عليه السّلام را به گونهء ديگرى تفسير مى كنيم و مى گوييم گروه بسيارى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همراه على عليه السّلام بودند كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيده بودند كه معاويه را پس از مسلمان شدن او لعن مى كرد و مى فرمود : معاويه منافقى كافر و دوزخى است . اخبار در اين باره مشهور است و اگر على عليه السّلام مى خواست نوشته‌ها و گواهيهاى آنان را به گوش مردم شام برساند و گفتار ايشان را به اطلاع شاميان برساند ، مى توانست انجام دهد ولى به مصلحتى كه خود بر آن دانا بود از آن كار خوددارى فرمود ، و اگر چنان كرده بود گوشت معاويه را آب مى كرد . من به ابو زيد بصرى گفتم : چرا على عليه السّلام اين كار را نكرد گفت : به خدا سوگند اين موضوع را از باب مراعات معاويه و مداراى با او انجام نداد بلكه بيم آن داشت كه معاويه هم به دروغ مقابله به مثل كند و به عمرو عاص و حبيب بن مسلمه و بسر بن ابى ارطاة و ابو الاعور و نظاير ايشان بگويد : شما هم از قول پيامبر روايت كنيد كه على منافقى دوزخى است و آن اخبار مجعول را به عراق بفرستد ، بدين سبب از آن كار خوددارى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 220 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى