تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
بديهى است كه اين كار فاطمه بدون اجازه و رأى على صورت نگرفته است ، وانگهى اگر از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ارثى برده نمى شود ، تسليم كردن وسايل شخصى و مركوب و كفشهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به على اشكال مى پذيرد زيرا على كه اصلا وارث پيامبر نبوده است و اگر از اين جهت كه همسر على در مظان ارث بردن بوده است ، آن هم بر فرض نبودن خبر نفى ميراث آنها را به على تسليم كرده است ، باز هم اين كار جايز نيست . زيرا خبرى كه ابو بكر نقل مىكند مانع از ارث بردن از پيامبر است ، چه اندك و چه بسيار . و اگر كسى بگويد متن خبر چنين بوده است كه از ما گروه پيامبران سيم و زر و زمين و آب و ملك و خانه به ارث برده نمى شود . در پاسخ او گفته مىشود از مضمون اين كلام چنين فهميده مىشود كه هيچ چيز از پيامبران ارث برده نمى شود ، زيرا عادت عرب بر اين جارى است و مقصود اين نيست كه فقط از همين اجناس ارث برده نمى شود ، بلكه اين تصريح بر اطلاق كلى دارد كه از هيچ چيز پيامبران ارث برده نمى شود . وانگهى در دنبالهء خبر تسليم كردن مركوب و وسايل شخصى و كفشهاى پيامبر ( ص ) آمده است كه آن حضرت فرموده است : « از ما ارث برده نمى شود ، آنچه باقى گذاريم ، صدقه است . » و نفرموده است « از چه چيزها ارث برده نمى شويم . » و اين اقتضاى نفى ارث بردن از همه چيز را دارد . اما در خبر دوم كه آن را هشام بن محمد كلبى از پدرش نقل مىكند نيز اشكالى وجود دارد . او مى گويد : فاطمه عليها السّلام فدك را طلب كرد و گفت آن را پدرم به من بخشيده است و ام ايمن هم در اين باره براى من گواهى مىدهد . ابو بكر در پاسخ گفته است : اين مال از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نبوده است و مالى از اموال عمومى مسلمانان بوده است كه از درآمد آن پيامبر به افراد نظامى مركوب مى داده و در راه خدا هزينه مى فرموده است . بنابر اين مى توان از ابو بكر پرسيد آيا براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جايز بوده است كه به دختر خود يا به كس ديگرى ملك مخصوصى از اموال عمومى مسلمانان را ببخشد آيا در اين مورد بر پيامبر از سوى خداوند متعال وحى شده است يا با اجتهاد رأى خويش آن هم به عقيدهء كسانى كه چنين اجتهادى را براى پيامبر جايز مى دانند عمل فرموده است يا آنكه اصلا براى پيامبر انجام دادن اين كار جايز نبوده است اگر ابو بكر پاسخ دهد كه براى پيامبر جايز نبوده است ، سخنى بر خلاف عقل و خلاف اعتقاد مسلمانان گفته است ، و اگر بگويد جايز بوده است ، به او گفته خواهد شد پس در اين صورت