صاحبكار از چهرههاى مطرح و پرآوازهء انجمنهاى ادبى خراسان به شمار مىرفتن و از ميان قالبهاى شعر سنّتى به غزل علاقه وافرى داشت و برخى از غزلهاى او در شمار بهترين غزليات فارسى در زمانهء ما به شمار مىرود . سبك بيانى او شيوهء اصفهانى ( هندى ) بود و در اين سبك از سرآمدان روزگار خود به حساب مىآمد . مردى بود فاضل ، متدين ، متعهد و پرهيزگار و با طبع روان ، حافظهء قوى و مطالعات وسيعى كه در زمينهء ادب پارسى داشت از منزلت خاصى در جمع سخنوران معاصر برخوردار بود .
پژوهش محقّقانهء او پيرامون شرح احوال و آثار حزين لاهيجى ( 1103 - 1180 ) و دقّتى كه در مقابله و تصحيح ديوان اشعار اين شاعر پرآوازهء سبك اصفهانى ( هندى ) سدهء دوازدهم هجرى بهكاربرده حاكى از توانايىهاى علمى و ادبى اوست . اين اثر به سال 1374 همزمان با برگزارى كنگره بزرگداشت حزين لاهيجى توسط دفتر ميراث مكتوب منتشر شد و در اختيار جامعهء ادبى كشور قرار گرفت .
تركيببند عاشورايى او را از ميان آثار ماتمىاش جهت نقل در اين تذكره برگزيدهايم :
1
نمىدانم چه شورى بُوَد از عشق تو در سرها * كه دلها مىزند پر در هوايت چون كبوترها
اگر هر منبر از وصف تو زينت يافت ، جا دارد * كه از عشق تو پابرجاى شد محراب و منبرها
بنازم همرهانت را كه افتادند چون از پا * طريق عشق را مردانه پيمودند با سرها
نمىدانم چه آيينى است دنياى مَحبت را * كه خواهرها نمىگريند بر مرگ برادرها
نظر كن خوارى خصم و نگر فرّ حسينى را * كه اين پيروزى خون است بر شمشير و خنجرها
پدرها شسته دست از جان به اشك ديده طفلان * خضاب از خون فرزندان خود كردند مادرها
فداى پرچم سرخ تو اى سردار مظلومان * كه مىلرزد ز بيمش تا ابد كاخ ستمگرها
اگر خود تشنهلب جان بر لب آب روان دادى * جهانى را ز فيض خون پاك خويش جان دادى
2
شهيد عشق را نازم كه گاهِ بذل و ايثارش * فلك را پشت لرزيد از نهيب رزم و پيكارش
نشد سدّ ره او در طريق عشق و جانبازى * نه آه سرد طفلانش ، نه اشك چشم بيمارش