او وفاى عهد را با سر كند سودا ولى * خون به دل از كوفيان بيوفا دارد حسين
دشمنانش بىامان و ، دوستانش بيوفا * با كدامين سر كند ؟ مشكل دو تا دارد حسين
سيرت آل على با سرنوشت كربلاست * هر زمان از ما يكى صورت نما دارد حسين
آب خود با دشمنان تشنه قسمت مىكند * عزّت و آزادگى بين تا كجا دارد حسين
دشمنش هم آب مىبندد به روى اهل بيت * داورى بين با چه قومى بىحيا دارد حسين
بعد ازينش صحنهها و پردهها اشكست و خون * دل تماشا كن چه رنگين سينما دارد حسين !
ساز عشقست و به دل هر زخم پيكان زخمهاى * گوش كن عالم پر از شور و نوا دارد حسين
دست آخر كز همه بيگانه شد ، ديدم هنوز * با دم خنجر نگاهى آشنا دارد حسين
شمر گويد گوش كردم تا چه خواهد از خدا * جاى نفرين هم به لب ديدم دعا دارد حسين
اشك خونين گو بيا بنشين به چشم ( شهريار ) * كاندرين گوشه عزايى بىريا دارد حسين « 1 »
داغ حسين ( ع )
محرّم آمد و نو كرد درد و داغ حسين * گريست ابر خزان هم به باغ و راغ حسين
هزار و سيصد و اندى گذشت سال و هنوز * چو لاله بر دل خونين شيعه ، داغ حسين
به هر چمن كه بتازد سموم باد خزان * زمانه ياد كند از خزان باغ حسين
هنوز ساقى عطشان كربلا گويى * كنار علقمه افتاده با اياغ حسين
اگر چراغ حسينى به خيمه شد خاموش * منوّرست مساجد به چلچراغ حسين
خدا به نافهء خلدش دماغ جان پرداشت * كه بوى خون نكند رخنه در دماغ حسين
فراغ از دو جهان داشت با فروغ خداى * خداى را چه فروغىست در فراغ حسين
يزيد كو كه ببيند به ناله قافلهها * گرفته از همه سوى جهان سراغ حسين « 2 »
متأسفانه آثار عاشورايى استاد شهريار در مقايسه با ديگر آثار فاخر و ماندگار او از فخامت كمترى برخوردارند و از نظر ساختارى و محتوايى چندان استوار و بلند به نظر نمىرسند .
هامش
( 1 ) . ديوان شهريار ، ج 1 ، كنگرهء بزرگداشت سيد محمد حسين شهريار ، تهران ، سال 1371 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 919 .