از دود حلق تشنهء او ، نهر سلسبيل * آمد به جوش و ، دود به ماء مَعين « 1 » فتاد
پس خاك و خون ز طاق دو محراب ، « 2 » پاك كرد * از خون وضو گرفت و ، تيمّم به خاك كرد « 3 »
51 . شمسىپور ، نعمت اللّه ( فاكر )
در سال 1341 در شهر رامسر به دنيا آمد و پس از طى تحصيلات در مقطع دبستان و دبيرستان در حوزهء علميّه قم به تحصيل علوم دينى پرداخت . وى از اعضاى انجمن ادبى محيط ( قم ) به شمار مىرود و ( فاكر ) تخلص مىكند . سرودههايش غالبا رنگ آيينى و عرفانى دارد .
اگر استعداد شگرف او مجال بيشترى براى شكفتن پيدا كند ، شاهد آثار دلنشينترى از او خواهيم بود .
اوج شكوه
بر تربت عشق ، سينه چاك افتادند * آيينه شدند و ، شعلهناك افتادند
تا اوج شكوه بيكرانش ديدند * هفتاد و دو آسمان به خاك افتادند
نغمهء داود
آفتابى ، نورافشان بود روى نيزهها * وز تجلّيها نمىآسود روى نيزهها
در نگاهش چشمهْ چشمه نور بود و روشنى * بود جارى عطر صدها رود روى نيزهها
در سكوت تلخ آن وادى گل افشانى گرفت * سبزتر از نغمهء داود ، روى نيزهها
وقت قرآن خواندنش ، يك عرش از حور و پرى * پرزنان در رفت و آمد بود روى نيزهها
هيچكس چون او در آن صحراى زرد بىغزل * آسمان را سرختر نسرود روى نيزهها
عشقبازى را تماشا كن كه در دشت عطش * بود در اوج بلا خشنود ، روى نيزهها
با گلوى سرخ منشور شهادت را سرود * در ميان خون و اشك و دود ، روى نيزهها
چشم تنگ عقل بود و وسعت ميدان عشق * التقاى شاهد و مشهود روى نيزهها
هامش
( 1 ) . آب پاك و روان .
( 2 ) . كنايه از دو ابرو .
( 3 ) . خورشيد سرايان ، ص 69 و 70 .