عنوانش منظومهء ( حيدربابا يهسلام ) بود . اين منظومه تا كنون چندين بار به چاپ رسيده و به چند زبان ترجمه و منتشر شده است .
شور و حال خاصى كه در اشعار شهريار خصوصا غزليات او موج مىزند ، او را به عنوان چهرهء ممتاز شعر معاصر معرّفى كرده است .
كليات اشعار شهريار بارها به چاپ رسيده و در سال 1371 نيز در چهار مجلّد توسط كنگرهء بزرگداشت سيد محمد حسين شهريار چاپ و منتشر شد كه بالغ بر پانزده هزار بيت است .
شهريار در انواع قالبهاى شعرى آثار فاخر و ممتازى دارد ولى شگردهاى هنرى و توانايىهاى ادبى او بيشتر در قالب غزل مجال عرض اندام پيدا كرده است .
مىگويند شهريار در آخرين لحظات زندگى اين دو بيت را خطاب به مراد روحانى خود امير مؤمنان على ( ع ) زمزمه كرد تا جان سپرد :
اى مظهر جمال و جلال خدا ، على * يا مظهر العجايب و يا مرتضى على
از شهريار پيرِ زمينگير دست گير * اى دستگير مردم بىدست و پا على
از آثار عاشورايى اوست :
كاروان كربلا
شيعيان ! ديگر هواى نينوا دارد حسين * روى دل با كاروان كربلا دارد حسين
از حريم كعبهء جدّش به اشكى شست دست * مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسين
مىبرد در كربلا هفتاد و دو ذبح عظيم * بيش ازينها حرمت كوى منا دارد حسين
پيش رو راه ديار نيستى كافيش نيست * اشك و آه عالمى هم در قفا دارد حسين
بس كه محملها رود منزل به منزل باشتاب * كس نداند عروسى يا عزا دارد حسين
رخت و ديباج حرم چون گل به تاراجش برند * تا به جايى كه كفن از بوريا دارد حسين
بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غيب * ورنه اين بىحرمتىها كى روا دارد حسين
سروران ، پروانگان شمع رخسارش ولى * چون سحر روشن كه سر از تن جدا دارد حسين
سر به قاچ زين نهاده ، راهپيماى عراق * مىنُمايد خود كه عهدى با خدا دارد حسين