خونتان خون حسين و ، راهتان راه حسين * گر به اميد شهادت دم شماريم ، از شماست
لطف حقّ است اينكه در نام شما گل كرده است * لطف حق را گر به عالم پاسداريم ، از شماست
گر رهايى يافتيم از نوع جهل و ريب و رنگ * در وصال دوست بىصبر و قراريم ، از شماست
با سرود خندههاتان شاد و با غمها غمين * شاد و خندانيم ، ور سرد و فگاريم از شماست
گه به فرياد حسين و گه طريق القدس و گه . . . * گر طلسم حصر شب را ذو الفقاريم از شماست
غرّش تكبيرمان بركنده بيخ و بن ز ظلم * طاغيان را گر به عالم در شكاريم ، از شماست
در زمين خسته و پائيز روى زندگى * شوق پيداى گل و باغ و بهاريم ، از شماست
شاخههاى خشك در توفان شب را بىريا * گر اميد سبز شوق برگ و باريم ، از شماست
راهتان پاينده ، دست حق نگهدار شما * راهيان حق ! كه هرچه هست و داريم از شماست « 1 »
43 . سازگار ، غلامرضا ( ميثم )
غلامرضا سازگار به سال 1321 در شهر مذهبى قم به دنيا آمد و در خانوادهاى معتقد و مذهبى پرورش يافت . وى از كودكى به خاطر علاقهء زايد الوصفى كه به خاندان رسالت داشت در تكايا ، حسينيّهها و محافل مذهبى حضور مىيافت و به تدريج كه بزرگتر مىشد آتش عشق حسينى را در كانون وجود خويش شعلهورتر مىديد و با زلال گوارايى كه در اين جلسات نصيب او مىشد رفع عطش مىكرد . با فراگيرى فنون مدّآحى از محضر اساتيد فن و با بهرهمندى از حافظه قوى و استعداد فطرى و از بر كردن اشعار آيينى در موضوعات مختلف و حضور مستمر در مجالس منقبتخوانى و مرثيهسرايى توانست در ميان شيفتگان فرهنگ عاشورا به منزلتى درخور دست يابد . وى با عزيمت به تهران و ادارهء جلسات مختلف مذهبى و سرودن مناقب و مراثى موقعيت خود را استحكام بخشيد و اكنون از چهرههاى معروف و مطرح جامعهء ستايشگران آل الله به شمار مىرود و از احترام خاصّى در محافل مذهبى برخوردار است .
سازگار اولين سرودههاى خود را با تخلص « سازش » سر و سامان مىداد ولى بعدها تخلّص « ميثم » را براى خود برگزيد . شعر سازگار به خاطر سادگى و روانى از پايگاه مردمى
هامش
( 1 ) . همان ، ص 42 و 43 .