42 . زيادى ، عزيز الله
« در سال 1329 ه . ش در روستاى چتاب - بيست كيلومترى ميانه - در آذربايجان شرقى قدم به عرصهء حيات نهاد . زيادى تحصيلات ابتداى و متوسطه را در تهران به پايان رسانيد . از آن پس وارد رشته فنى نيروى هوايى شد و بعد از گذراندن دورهء مذكور به دريافت گواهينامهء فوق ديپلم توفيق يافت . » « 1 » و سرانجام بر اثر ابتلا به يك بيمارى مهلك در سال 1381 درگذشت .
وى اهل درد بود و با ارادتى كه به سالار شهيدان داشت در ايام محرم سر از پا نمىشناخت و از آتش عشق حسينى شعلهور مىشد و در فضاى روحانى كربلا نفس مىكشيد .
در شعر آيينى دستى داشت و از هيچ كوششى در اوج بخشيدن به آثار عاشورايى خود فرو نمىگذاشت و سعى بليغ و اهتمام او در به سامان رساندن شمارههاى « گزيدهء ابيات معاصر » در قسمت شعر از منشورات انتشارات نيستان بر اهل ادب پوشيده نيست .
« بر مدار صبح » ، « خون فرات » ، « مشق نور » و شمارهء 8 « گزيدهء ادبيات معاصر » از آثار قلمى اوست و حاوى بخشى از سرودههايش در قالبهاى متنوع و موضوعات مختلف .
از اوست :
كار عشق
به شرحهْ شرحه شدن بىبهانه بايد رفت * به وصل دوست به سر عاشقانه بايد رفت
به نام حضرت حق در ولاى عاشورا * ميان آتش و خون بىبهانه بايد رفت
كه تا زمينهء شب محو گردد از گردون * به صبحِ سرخْ نشان ، بىنشانه بايد رفت
مراد مكتب ما اوست تا به ميعادش * به شاخ و برگ و به ساق و جوانه بايد رفت
به رقص خون به صف راهيان خطهء گل * به چشم دوست كران تا كرانه بايد رفت
ز طوف خانه به شوق طواف چشمانش * چنان حسين به ره عاشقانه بايد رفت « 2 »
رهسپاران ره حق
رهسپاران ره حق ! هرچه داريم از شماست * قصهاى يا گر كه شعرى مىنگاريم ، از شماست
در شب ظلمانى دنياى لال و كور و كر * دستها را گر به وحدت مىفشاريم ، از شماست
هامش
( 1 ) . سخنوران نامى معاصر ايران ، ج 3 ، ص 1675 .
( 2 ) . مشق نور ، عزيز اللّه زيادى ، ص 34 و 35 .