مطلع بند سوم
كاى قد و بالاى تو ، شاخهء شمشاد من * وى به كند غمت خاطر آزاد من
بيت رابط سوم
پس از تو اى نوجوان ! شدم زمينگير تو * خدا ترحّم كند بر پدر پيرِ تو
مطلع بند چهارم
چو اكبرِ نوجوان ، به نوجوانى گذشت * به ماتمش ، عقل پير ز زندگانى گذشت
بيت رابط بند چهارم
كوكب اقبال شاه ، شد از نظر ناپديد * روى فلك : شد سياه ، ديدهء انجم : سفيد
مطلع بند پنجم
گوهر يكتاى عشق ، دُرّ يتيم حسن * خلعت زيباى عشق كرد چو در برفكن
بيت رابط بند پنجم
چو شمع در سوز و ساز ، لاله باغ حسن * خداست داناى راز ، ز سوز داغ حسن
مطلع بند ششم
چو نو خط شاه رفت به حجلهء قتلگاه * ساز مصيبت رسيد تا افق مهر و ماه
بيت رابط بند ششم
قيامتى شد به پا ، به گِرد آن سروِ ناز * عراق شد پر ز شور ، ز بانوان حجاز
مطلع بند هفتم
چو اصغر شيرخوار ، نشانه تير شد * مادر گيتى ز غم ، به ماتمش پير شد
بيت رابط بند هفتم
ديدهء گردون بر آن ، غنچه خندان گريست * مادر بيچارهاش هزار چندان گريست
مطلع بند هشتم
ناله برآورد كاى شاخه ريحان من * وى گل نورُستهء گلشن دامان من
بيت رابط مطلع هشتم
گلِ گلوى تو را ، طاقتِ ناوك نبود * لايق آن تير سخت ، گلوى نازك نبود