در شجاعت و شهادت حضرت ابو الفضل العباس ( عليه السلام )
الهامى كرمانشاهى پس از ابياتى در عظمت علمدار كربلا - عليه السلام - به ترجمه منظوم روايت ابو حمزه ثمالى در فضيلت حضرت عباس - عليه السلام - مىپردازد كه به نقل چند بيت از اين دو قسمت بسنده مىكنيم :
چه عباس ! مهر سپهر يلى * به مردى بهين يادگار على
سپهدار عشّاق پروردگار * تهى از خود و پر ز اسرار يار
همان زور حيدر به بازوى او * دو گيتى سبك در ترازوى او
* * *
خدا زاير است و ستايشگرش * پر جبرئيل است فرش درش
بيايند هر شب در آن انجمن * نبىّ و علىّ و حسين و حسن
همان پاك دخت رسول خدا * ابا « 1 » كشتگانِ سر از تن جدا
نمايند هريك چو دادار او * به رحمت نظر سوى زوّار او
* * *
برِ پاك دادار پيروزگر * ابو الفضل را هست جاه دگر
خدايا ! مرا زومكن شرمسار * به مهرش دل مردهام زندهدار
بكن ديدهام روشن از روى او * سر و پيكرم خاك در كوى او « 2 »
همو در « خطاب ثانى » خود به آن وجود نازنين و استمداد از آن حضرت ، كلام حماسىاش شور بيشترى مىگيرد :
دليرا ! هژبرا ! سرا ! سرورا ! * گرانمايه اسپهبدا ! صفدرا !
فرا زنده رايت پردلى ! * نماينده فرّ و بر ز على
تناور درخت قوى شاخ دين * به كيوان فرا زنده كاخ دين
علمدار عشّاق جانآفرين * نمودار قهر جهانآفرين
خداوند جوشن ! خداوند خود * دلاورتر از هر دليرى كه بود
هامش
( 1 ) . با .
( 2 ) . همان ص 218 و 219 ، 221 و 222 ، 225 و 226 .