سبك شعرى
محيط قمى با پيروى از سبك شعرى و سياق كلامى لسان الغيب حافظ شيرازى و سعدى ، در شعر آيينى سده اخير شيوه بديعى را بنياد نهاده و غالب غزليات رسا و شيواى خود را به منقبت يكى از حضرات معصومين - عليهم السلام - زينت داده و ابيات پايانى آنها را به اين مهم اختصاص داده است . شعر ( محيط ) ضمن رسايى و شيوايى كلام با شيوه بيانى متين و فخيم و آرايههاى لفظى و معنوى زينت يافته و برخى از غزليات او در شمار بهترين غزليات سده اخير در زبان فارسى قرار گرفته است .
براى نمونه ، غزل متين و محكمى از او را كه با مديحت حضرت جواد الائمه زينت يافته زيب اين دفتر مىكنيم :
كجاست زندهدلى كاملى مسيحدمى * كه فيض صحبتش از دل برد غبار غمى ؟
خليل بت شكنى كو كه نفس دون شكند ؟ * كه نيست در حرم دل به غير او صنمى
ز كيد چرخ ، در آن دور گشت نوبت ما * كه نيست ساقى ايام را سر كرمى
زمانه ، خرمن دانش نمىخرد به جوِى * بهاى گنج هنر را نمىدهد درمى
مباد آنكه شود سفله خوى ، كامروا * كه هر زمان كند آغاز فتنه و ستمى
گذشت عمر و دريغا نداد ما را دست * حضور نيمشبى و صفاى صبحدمى
قسم به جان عزيزان به وصل دوست رسى * اگر ازين تن خاكى برون نهى قدمى
خلاف گوشهنشينانِ دلشكسته مجو * كه نيست جز دل اين قوم دوست را جرمى
غم زمانه مخور اى رفيق باده بنوش * كه دور چرخ نه جامى گذاشته نه جمى
ز بينوايى و دولت غمين و شاد مباش * كه در زمانه نماند گدا و محتشمى
ز اشتياق بلند آستان شه هر شب * فراز عرش فرازم ز آه خود علمى
به خلق آن چه رسد فيض ز آشكار و نهان * ز بحر جود شه دين - جواد - هست نمى
محمد بن على تاسع الائمه تقى * كه بحر همت او هست بيكرانه يمى
بدان خداى كه باشد ز كلك قدرت او * نقوش دفتر هستى ماسوا رقمى
كه : با ولاى شفيعان حشر ، احمد و آل * ( محيط ) را نبود از گناه خويش غمى
شهان كشور نظميم ما ثناگويان * اساس سلطنت ماست دفتر و قلمى